علی حیدری زاده
وقتی از خواب صبح گندمزار مثل باد بهار می گذری
42278
صفحه نخست
پنجشنبه 15 خرداد 1393
06:16:13

 

 

 

خواب گنجشکها بر آشوبد،گیسوانت اگر وزانده شود
گیسوانت درخت سدری که باید از سمت باد خوانده شود
آسمان ها انار می بارند، کوه ها آبشار می بارند
دشت ها کبک و سار می بارند وقتی آغوش تو تکانده شود
خواب دیدم که از ته کوچه، فوت کردی کف دو دستت را
بوسه های تو قاصدک شده اند تا به لبهای من رسانده شود
دستهایت دو تکه ابر سفید،سایه افکنده روی خوزستان
وقت آن است آفتاب جنوب ،دیگر از شهر خویش رانده شود
وقتی از خواب صبح گندمزار مثل باد بهار می گذری
دل سرمست خوشه های جنون سوی هر گام تو کشانده شود
ای شراب هزار سال اندوه سر کشیدم لبان سرخت را
پس محال است بعد مردن هم مستی ات از سرم پرانده شود
مرگ من پنج صبح چشمانت،چشمها ی تو جوخه ی اعدام
پلکهایت اگر به هم بخورد همه ی ماشه ها چکا نده شود.

علی حیدری زاده

 

نظرات شما

 
سعید تعبیرزاده
شنبه 17 خرداد 1393
08:25:53
علی جان تبریک شعر بسیار زیبایی بود.
 
نظر شما با موفقیت ثبت گردید .

نظر شما

تبلیغات

سخن هفته

دوشنبه, 29 دی 1393
مشفق کاشانی جان به جان‌آفرین تسلیم کرد

پیر شعرای انقلاب اسلامی ساعتی پیش بر اثر عارضه قلبی در بیمارستان درگذشت.

ادامه مطلب
#fc3424 #5835a1 #1975f2 #b487c5 #af8cb4 #3ac3c6