امروز    پنجشنبه , ۰۴,اسفند,۱۳۹۰   Thursday , 23,February,2012  - 

سینمای ایران
پيرمرد‌هاي جشنواره سي‌ام چاپ پست الکترونیکی
۲۳۱۳۴
هنری
دوشنبه ، ۱۹ دی ۱۳۹۰ ، ۰۸:۲۹

فرهنگخانه: سنت دوست‌داشتني جشنواره فيلم فجر كه از دوره هشتم آن آغاز شد، امسال هم ادامه دارد. برنامه بزرگداشت‌هاي جشنواره، هم براي تماشاگران عام سينما و هم دوستداران جدي‌اش جذابيت‌هايي دارد. امسال هم شوراي سياستگذاري جشنواره، سينماگراني را كه قرار است در جشنواره تقدير شوند، اعلام كرد. داوود رشيدي، حسين زندباف، جمال شورجه، محمد بزرگ نيا و عليرضا زرين‌دست ۵ سينماگري هستند كه در جشنواره سي‌ام از آنان تجليل به عمل خواهد آمد.


داوود رشيدي حالا مدت‌هاست در سينما حضور كمتري دارد و وقتش را صرف ساخت تئاتر كرده است. اين بازيگر كه سال گذشته از سوي خانه سينما نيز مورد تقدير قرار گرفت رئيس صنف بازيگران خانه سينماست. جمال شورجه، سال گذشته در جشنواره با فيلمي در بخش مسابقه سينماي ايران حضور داشت. «۳۳ روز» او توانست در جشنواره موفق بيست و نهم، سيمرغ بلورين بهترين جلوه‌هاي ويژه را دريافت كند و در اكران هم موفقيتي در حد خودش به همراه داشت. عليرضا زرين‌دست، فيلمبرداري كه سابقه ساخت آثاري در سينما نيز دارد يكي ديگر از سينماگراني است كه جشنواره قصد دارد از او تجليل كند. محمد بزرگ‌نيا نيز در جشنواره سال گذشته با فيلم راه آبي ابريشم حضور داشت. اين فيلمساز دوست‌داشتني هر چند نتوانست اكران موفقي داشته باشد، اما همواره مورد اعتماد اهالي سينما بوده است. او سال گذشته در جشنواره كيش ـ كه اتفاقات دبيرش محمد خزاعي بود ـ نيز مورد تقدير قرار گرفت.

حسين زندباف هم خاطره خوبي براي سينمادوستان دارد. هر چند از آخرين ساخته‌اش بيش از ۲ دهه گذشته است، اما فيلم «معما»ي او با بازي به يادماندني مرحوم هادي اسلامي از ذهن دوستداران سينما پاك نمي‌شود.

 

نظر شما


Security code
دوباره سازی کد

تبلیغات

سخن روز

چهارشنبه, ۰۳ اسفند ۱۳۹۰
ترانه ی این روزها

 

 

 

 

شمس لنگرودی





من نازبالش کوچکی از خونم
دلم می خواهد
سربگذارید
و نام پرنده یی را بگوئید
و ریزش آوازش را از گلوله بی نامی بشنوید.

شعرم من
دوست دارم، زبان گل سرخ را بدانم
خرزهره را از نامش رهائی بخشم
هندسه پرواز را از کتف کبوتر بیرون کشم
و در کف خود ببندم.

دوست دارم
همچنان که به آرامی تاریکی را نخکش می کنم
وانمود کنم، هیچ متوجه او نبودم.

دلم می خواهد
شعرم را بشویم، به دست شما دهم
تا رگه های زخمی را بر پوست سنگی او ببینید.

دوست دارم ببوسم تان
وقتی تاریکی دهان کوچک تان را ذوب می کند
و شرشر تنهائی به گوش می رسد.

دلم می خواهد
هنگامی که به خواب می روید
گوشه رویاتان را پس زنم
و همراه شما رویائی ببینم
که خوابالوده شما را به سوی آخر عمر می برد.-
با دمپائی پاره ئی
که نمی دانم کی به پای شما رفته است
که اینهمه خون در شعرم روان است.  


#fc3424 #5835a1 #1975f2 #b487c5 #af8cb4 #3ac3c6