امروز    پنجشنبه , ۰۴,اسفند,۱۳۹۰   Thursday , 23,February,2012  - 

پیام بيضايي براي درويشی
تجليل فيلمساز از آهنگساز چاپ پست الکترونیکی
۲۳۲۰۰
هنری
دوشنبه ، ۱۹ دی ۱۳۹۰ ، ۱۸:۵۵

فرهنگخانه:  خانه هنرمندان در هفدهمين روز زمستان شاهد يك مراسم رونمايي ويژه با ميهماني ويژه و از راه دور بود. در اين مراسم كه به بهانه رونمايي از «موسيقي‌‌هاي فيلم و تئاتر محمدرضا درويشي» برگزار شد، در كنار سخنراني شماري از فيلمسازان و موسيقيدانان، پيام صوتي بهرام بيضايي، كارگردان سينما و تئاتر هم براي درويشي خوانده شد؛ پيامي مفصل كه مروري بود بر ۳۴ سال فعاليت موسيقايي يكي از مهم‌ترين موسيقيدانان چند دهه اخير ايران.
به گزارش شرق، در ابتداي مراسم، مستندي درباره درويشي و برخي از آثارش به كارگرداني محمد شيرواني پخش شد. درويشي در اين مستند درباره روند تاريخي آثارش گفته بود: «در سال‌هاي ابتدايي كار آهنگسازي‌ام، در زمينه موسيقي فيلم معمولا موسيقي‌هاي پرحجمي مي‌ساختم كه متاثر از فضاي آكادميك و موسيقي اركسترال بود. اما به‌تدريج كه رنگ‌آميزي موسيقي ايراني را بيشتر درك كردم، در موسيقي‌هاي فيلمي كه مي‌ساختم از حجم كمتر صوتي بهره مي‌گرفتم، معمولا از يك، دو يا سه ساز در كنار يكديگر استفاده مي‌كردم. آرام‌آرام در آثارم به نوعي كلاژ دست پيدا كردم كه در ايران و در زمينه موسيقي فيلم تجربه‌اي درباره آن وجود نداشت.» در ادامه اين مراسم حميدرضا اردلان (پژوهشگر موسيقي اقوام) آثار موسيقي درويشي را به چند دسته مختلف تقسيم كرد و گفت: «دسته‌اي از آثار محمدرضا درويشي برگرفته از مباني آكادميك بوده كه تحت‌تاثير دانشگاه قرار گرفته است؛
مضمون اين آثار عبور از نوعي موسيقي بوده كه به موسيقي مدرن مشهور شده است. درويشي تلاش كرده است، به نوعي تكنيك كه در واقع نتيجه تحقيقات تاريخي خود در مغرب زمين است را مشاهده و از آن عبور كند. از نظر بنده او به طرزي عجيب و تعيين‌كننده به شناخت موسيقي بومي ايران روي آورده است.» در بخش بعدي برنامه اعضاي گروه اختلاف روي صحنه آمدند و بخش‌هايي از موسيقي فيلم «دو فرشته» به كارگرداني محمد حقيقت را اجرا كردند. در ادامه محمدرضا مقدسي (كارگردان فيلم «سرود دشت نيمور») كه موسيقي آن را درويشي ساخته است، روي صحنه آمد و گفت: «تجربه گوش دادن موسيقي فيلم‌هاي درويشي بدون ديدن تصاوير، تجربه‌اي شگفت‌انگيز است. من بيگانه با فضاي آثار درويشي نيستم؛ اما موسيقي او بدون ديدن تصاوير برايم شبيه معجزه است و پيشنهاد مي‌كنم حتما چنين اتفاقي را تجربه كنيد تا بهتر درك كنيد چه مي‌گويم.» ديگر سخنران مراسم مازيار ميري بود. او گفت: «وظيفه ما همچون درويشي مقاومت براي حفظ چشمه‌هاي ناب فرهنگ و هنر ايراني است؛
چشمه‌هايي كه در حال خشك شدن هستند و نيازمند توجه بيشترند. اميدوارم ما نيز بتوانيم مانند درويشي در اين راه مقاوم باشيم. بابك چمن‌آرا، مدير موسسه فرهنگي هنري بتهوون و ناشر آلبوم درويشي نيز در سخناني گفت: «اين آلبوم كه شامل پنج‌ سي‌دي است؛ از ۱۸ دي پخش مي‌شود. اين مجموعه از موسيقي ۲۵ تئاتر، فيلم مستند و فيلم سينمايي به كارگرداني ۱۹ كارگردان مختلف تشكيل شده است.»
سيروس جمالي هم به‌عنوان يكي از شاگردان درويشي پشت تريبون قرار گرفت و درباره استادش گفت: «آثار درويشي لايه‌هاي مختلفي دارد كه لايه اول آن با كمال بي‌رحمي مي‌تواند تنها انجام وظيفه باشد. اما لايه‌هاي بعدي اتفاقي است كه در آن آهنگساز خودش و تجربه‌اش را روي تصوير ديگري مي‌گذارد تا مخاطب با آن روبه‌رو شود.
از اين رو است كه من در هنگام شنيدن آثار درويشي هرگز احساس كمبود تصوير نمي‌كنم.» در پايان اين مراسم هم محمدرضا درويشي سخنان خود را با مصرعي از فردوسي (به نام خداوند جان و خرد) آغاز كرد و گفت: «هركدام از اين واژه‌ها شامل رموزي هستند كه در زندگي پررمز و راز انسان‌ها معنا مي‌شود. بيضايي نيز در «قالي سخنگو» به سراغ شاهنامه مي‌رود و از اسكندر مي‌گويد. اسكندري كه به دنبال درخت زندگي رفته است و آن را در انتهاي جهان مي‌يابد.» درويشي اضافه كرد: «اسكندر درختش را در انتهاي جهان مي‌يابد و درخت هم لب به سخن مي‌گشايد و از آينده‌اي مي‌گويد كه خبر از مرگ او دارد.» در اين مراسم هنرمنداني چون پري ملكي، محمدرضا اصلاني، حسام‌الدين سراج‌، مجتبي ميرطهماسب و منصور فلامكي‌ حضور داشتند.

 

نظر شما


Security code
دوباره سازی کد

تبلیغات

سخن روز

چهارشنبه, ۰۳ اسفند ۱۳۹۰
ترانه ی این روزها

 

 

 

 

شمس لنگرودی





من نازبالش کوچکی از خونم
دلم می خواهد
سربگذارید
و نام پرنده یی را بگوئید
و ریزش آوازش را از گلوله بی نامی بشنوید.

شعرم من
دوست دارم، زبان گل سرخ را بدانم
خرزهره را از نامش رهائی بخشم
هندسه پرواز را از کتف کبوتر بیرون کشم
و در کف خود ببندم.

دوست دارم
همچنان که به آرامی تاریکی را نخکش می کنم
وانمود کنم، هیچ متوجه او نبودم.

دلم می خواهد
شعرم را بشویم، به دست شما دهم
تا رگه های زخمی را بر پوست سنگی او ببینید.

دوست دارم ببوسم تان
وقتی تاریکی دهان کوچک تان را ذوب می کند
و شرشر تنهائی به گوش می رسد.

دلم می خواهد
هنگامی که به خواب می روید
گوشه رویاتان را پس زنم
و همراه شما رویائی ببینم
که خوابالوده شما را به سوی آخر عمر می برد.-
با دمپائی پاره ئی
که نمی دانم کی به پای شما رفته است
که اینهمه خون در شعرم روان است.  


#fc3424 #5835a1 #1975f2 #b487c5 #af8cb4 #3ac3c6