امروز    پنجشنبه , ۰۴,اسفند,۱۳۹۰   Thursday , 23,February,2012  - 

گفت‌وگو با اميرحسين آرمان، بازيگر نقش حامد در فيلم سينمايي «در امتداد شهر»
يك ضد قهرمان غيرمنتظره چاپ پست الکترونیکی
۲۳۵۹۱
هنری
جمعه ، ۷ بهمن ۱۳۹۰ ، ۱۰:۱۸

فرهنگخانه: اميرحسين آرمان بازيگري حرفه‌اي را از سال۸۳ و با فيلم «ازدواج به سبك ایرانی» آغاز كرد. او فارغ‌التحصيل رشته دكوراسیون داخلی است و پيش از سينما در كرج تئاتر بازي مي‌كرد. وي همچنين در كلاس‌های بازيگري سعي كرد‌ بازيگري را به صورت حرفه‌اي‌تري بياموزد. آرمان سال پركاري را پشت سر گذاشته و به نظر مي‌رسد سال ۹۰ براي او نقطه عطفي بوده است. نام او را بتازگي در تيتراژ فيلم پرمخاطب «يه حبه قند» ديديم و هم‌اكنون فيلم «در امتداد شهر» با حضور اين بازيگر در حال اكران است.

در جشنواره سال گذشته بازیگر نسبتا پركاری بودید و امسال هم فیلم‌های خوبی با حضور شما روی پرده رفت. حالا كه به جشنواره امسال نزدیك می‌شویم كارنامه كاریتان را چطور ارزیابی می‌كنید؟

سال گذشته فیلم‌های «برف روی شیروانی داغ» به كارگرداني ‌هادی كریمی‌ و ‌ یه حبه قند‌ از رضا میر كریمی‌ و ‌ در امتداد شهر‌ علي عطشانی را در جشنواره داشتم كه شخصیت نقش‌هایی كه در اين فيلم‌ها بازی كردم و همچنين موقعیت اين شخصيت‌ها كاملا با يكديگر متفاوت بود؛ از یك راننده آژانس معتقد تا سرباز یزدی محجوب و خجالتی و عاشق تا یك دانشجوی اخراجی در تهران كه آستانه مقاومتش به انتها رسیده و دست به كاری عجیب می‌زند.

در حال حاضر مشغول چه پروژه‌هایی هستید؟

پيشنهاد چندین پروژه سینمایی و تلویزیونی به دستم رسيده كه مشغول مطالعه هستم تا یكی را انتخاب كنم.

در جشنواره امسال هم فیلمی ‌دارید؟

سال گذشته فیلم «من مادر هستم» به كارگرداني فريدون جیرانی به جشنواره نرسید و امسال حضور خواهد داشت. ضمن این‌كه امسال یك فیلم دیگر به نام «دوباره با هم» را در جشنواره دارم.

در‌۲ فیلم اخیر ، یه حبه قند و در امتداد شهر ، تجربه‌های متفاوتی را پشت سر گذاشتید. هر دو فیلم‌های پرستاره‌ای هستند؛ در اولی نقشی كمرنگ‌تر دارید، اما در دومی ‌نقشی كلیدی. حضورتان در این دو كار چه تاثیری در آینده حرفه‌ای شما خواهد گذاشت؟

هما‌ن‌طور كه گفتم اين دو شخصیت در این دو فیلم كاملا متفاوت ایفا شده‌اند و هیچ شباهتی از نظر رفتاری، گویش، تفكر و... با هم نداشتند. اما درخصوص این‌كه گفتید در اولی نقشم كمرنگ‌تر، ولی در دومی‌ كلیدی‌تر است این را قبول ندارم.

به نظر من كیفیت و چگونگی اجرای یك نقش و از همه مهم‌تر جایگاهی كه یك نقش در یك قصه یا فیلمنامه دارد بسیار مهم‌تر از تعداد سكانس‌ها و مدت حضور جلوی دوربین است. كما این‌كه نقش قاسم در یه حبه قند ۳ یا ۴ سكانس است، اما درطول فیلم صحبت از اوست و وجودش بدون این‌كه حضور داشته باشد احساس می‌شود. در پایان هم با این‌كه حضور او كوتاه است، اما كسانی كه فیلم را دیده‌اند اسم قاسم را حتماً به خاطر خواهند داشت، در صورتی كه ممكن است اسامی‌ دامادها و خواهرها به طور كامل در ذهن كسی نماند. خب هما‌ن‌طور كه گفتم ۲ فیلم متفاوت است؛ یكی منطبق با استانداردهای هنری و دیگری فیلمی ‌با ستاره‌های سینمای تجاری و از این‌كه توانستم در ۲ سینمای متفاوت حضور پیدا كنم و شخصیت‌ها را آن طور كه باید اجرا كنم خوشحالم. تا به حال هم با واكنش‌های خیلی خوبی چه از طرف مردم و چه از طرف دوستان سینماگر روبه‌رو بوده‌ام.

فكر می‌كنید كدام یك انتخاب مناسب‌تری بود؟

هر دو خوب بود و هر دو متفاوت با هم و اجرای این تفاوت‌ها برای من به عنوان بازیگر لذت‌بخش بود. سایر چیزها اصلا مهم نیست.

دلیل انتخاب شما برای نقش حامد چه بود و از كجا به این پروژه دعوت شدید؟

من سعی داشتم در فیلم‌هایی بازی كنم كه علاوه بر سرگرمی‌كه به نظرم رسالت اصلی سینماست، حرفی هم برای گفتن داشته باشد و این فیلم هم دارای این ویژگی بود، يعني معتقدم حداقل داستان حامد و شیرین دارای این خصوصیت است.

نقش حامد چه جذابیت‌هایی برای شما داشت؟

جذابیتش در غیرقابل پیش‌بینی بودن این شخصیت بود، این‌كه حركت بعدی كه از این آدم سر خواهد زد را نمی‌توان پیش‌بینی كرد.

از نظر شما فردی مثل حامد چقدر ما به ازای بیرونی دارد؟

حامد یكی از هزاران آدم معمولی و ساكت و آرامی ‌است كه ما در زندگی خود با آنها برخورد داریم، اما شرایط زندگی و اجتماعی به گونه‌ای دست به دست هم داده‌اند تا او دست به كاری عجیب بزند. در حقیقت آستانه مقاومت او به انتها رسیده است. به نظر من هر چقدر انسان‌ها آرام‌تر باشند این اتفاق دیرتر می‌افتد، اما میزان و شدتش بسیار بیشتر خواهد شد و این فیلم می‌تواند به گونه‌ای هشدار باشد. یعنی این اتفاق برای همه ما به اشكال گوناگون می‌تواند بيفتد.

در امتداد شهر یك فیلم اجتماعی است. نگاه این فیلم به جامعه چقدر به نگاه شما كه بازیگر آن هستید نزدیك است؟

عوامل تولید فیلم سعی كرده‌اند یك فیلم اجتماعی بسازند كه در عین حال جذابیت‌های تجاری مثل حضور گلزار در نقش خودش را برای جذب مخاطب داشته باشد. نگاه من به بخش‌های اجتماعی این فیلم با چیزی كه امروزه در جامعه می‌بینیم تقریباً نزدیك است.

بیشتر به بازی در چه ژانرهایی علاقه‌مندید؟

حضور در فیلم‌هایی كه بازگوكننده واقعیت‌های دنیای امروز باشد را به فیلم‌های صرفاً سرگرم كننده ترجیح می‌دهم.

در امتداد شهر سعی كرد از تكنیك‌های جدیدی برای تصویربرداری استفاده كند. استفاده از این تكنیك‌ها چه كمكی به بازیگر می‌كند و چقدر به آسان یا سخت‌ترشدن كار او منجر می‌شود؟

بازی در این فیلم تجربه جدیدی بود، چرا كه ما هر سكانس فیلم ‌ یا بهتر بگویم هر پلان این فیلم را به طور كامل و حداقل از ۸تا۹ زاویه به طور كامل اجرا كردیم كه از نظر حفظ راكورد حسی كار سختی بود، اما از نظر اعمال خلاقیت دست بازیگر باز است و البته دست تدوینگر.

فكر نمی‌كنید كه تغییر نام فیلم از‌ ۶ نفر زیر باران‌ تا در امتداد شهر‌ می‌تواند روی شناخته شدن هر چه بيشتر فیلم تاثیر منفی بگذارد؟

به هر حال اسم یك فیلم باید ارتباطی به فیلم داشته باشد كه خب اسم قبلی هیچ ربطی به فیلمي كه می‌بینیم نداشت و به نظر من تغییر نام فیلم كار درستی بود.

بازی شما در نسخه‌ای كه با نام ۶ نفر زیر باران در جشنواره اكران شد كلیدی‌‌تر است یا در نسخه در امتداد شهر؟

من هنوز موفق نشدم نسخه جدید فیلم را ببينم، اما تا آنجا كه از طریق دوستان شنیده‌ام تغییری در نقش حامد ایجاد شده كه بیشتر به كلیدی‌تر شدن قصه حامد و شیرین كمك كرده است.

حامد یك ضدقهرمان است. خودت چقدر با كارهایی كه او در فیلم انجام می‌دهد موافقی؟

نمی‌توانم بگويم با او موافقم یا مخالف. انسان‌ها برای قضاوت كردن درست درباره یك‌ نفر باید در موقعیت آن شخص قرار بگیرند، اما كارهایی كه از او سر می‌زند با توجه به اتفاقاتی كه برایش افتاده به گونه‌ای نیست كه بتوان او را گناهكار دانست.

اصولا با او همذات‌پنداری می‌كنی؟

یك بازیگر برای اجرای درست هر نقشی آن‌طور كه بتواند بر مخاطب خود اثر بگذارد، چاره‌ای جز همذات‌پنداری با آن نقش ندارد.

تفاوت سنی شما با خانم نعمتی به نظر می‌رسد كه در فیلم هم مشخص است. به هر حال ایشان حدود ۵ سال از شما بزرگ‌تر هستند. این مساله تاثیری هم روی بازی شما گذاشت؟

به هیچ عنوان. من و ایشان در ۲ فیلم دیگر هم با هم همكاری داشتیم و این سومین كار مشترك ما بود. در این كار هم مثل ۲ فیلم قبلی رابطه بسیار خوبی با هم داشتیم و خانم نعمتی با همه انرژی‌اي كه داشتند این نقش را اجرا كردند كه به نظر من یكی از بهترین نقش‌های ایشان است.

كدام بخش فيلم برايتان جذاب‌تر است؟

اتفاقی كه در نسخه جدید فیلم افتاده و اضافه‌شدن یك موسیقی به صورت ویدئوكلیپ در انتهای فیلم است. این آهنگ با صدای امیرمسعود و شعر و آهنگ امیرعلی بهادری اجرا شده و بسیار به حس و حال پایانی فیلم كمك می‌كند و من شخصاً این آهنگ را خیلی دوست دارم.

 

نظر شما


Security code
دوباره سازی کد

تبلیغات

سخن روز

چهارشنبه, ۰۳ اسفند ۱۳۹۰
ترانه ی این روزها

 

 

 

 

شمس لنگرودی





من نازبالش کوچکی از خونم
دلم می خواهد
سربگذارید
و نام پرنده یی را بگوئید
و ریزش آوازش را از گلوله بی نامی بشنوید.

شعرم من
دوست دارم، زبان گل سرخ را بدانم
خرزهره را از نامش رهائی بخشم
هندسه پرواز را از کتف کبوتر بیرون کشم
و در کف خود ببندم.

دوست دارم
همچنان که به آرامی تاریکی را نخکش می کنم
وانمود کنم، هیچ متوجه او نبودم.

دلم می خواهد
شعرم را بشویم، به دست شما دهم
تا رگه های زخمی را بر پوست سنگی او ببینید.

دوست دارم ببوسم تان
وقتی تاریکی دهان کوچک تان را ذوب می کند
و شرشر تنهائی به گوش می رسد.

دلم می خواهد
هنگامی که به خواب می روید
گوشه رویاتان را پس زنم
و همراه شما رویائی ببینم
که خوابالوده شما را به سوی آخر عمر می برد.-
با دمپائی پاره ئی
که نمی دانم کی به پای شما رفته است
که اینهمه خون در شعرم روان است.  


#fc3424 #5835a1 #1975f2 #b487c5 #af8cb4 #3ac3c6