|
فرهنگخانه- پرويز براتي: دو ماه از افتتاح بخش اسلامي موزه متروپوليتن نيويورك ميگذرد. در اين مدت، نگاه هنرمندان داخل به اين رويداد ابعاد مختلفي داشته است.
در همان زمان افتتاح، محمود فرشچيان در نامهاي اعتراضي به مدير متروپوليتن قرار گرفتن نام ايران را بعد از كشورهاي عربي، برخوردي سياسي با هنر ايران در عرصه بينالمللي ارزيابي كرد، حتي محمود شالويي، رييس مركز هنرهاي تجسمي اين انتقاد را به شكلي رسمي دنبال کرد و در نامهاي به رييس اين موزه از آنچه «عدم حفظ تقدم نام ايران در رتبهبندي نام كشورهاي صاحب اثر در نمايشگاه و كارتها و بروشور و كاتالوگ» ميناميد، انتقاد كرد. با اين حال نگاه برخي هنرمندان و كارشناسان به مساله به شكل ديگري است. محمد احصايي كه همچون فرشچيان در اين افتتاحيه حضور داشته، معتقد است نهتنها در جريان بازگشايي بخش اسلامي اين موزه، «جايگاه هنر ايران» كاملا حفظ شده، بلكه اصولا هنر ايران از سالها قبل جايگاهي قابل احترام در اين موزه و ساير موزههاي ممتاز دنيا داشته است. با اين هنرمند كه هماينك براي به پايان رساندن كتابت قرآن مجيد در ونكوور كانادا به سر ميبرد، گفتوگويي ترتيب دادهايم كه هم روايت هنرمند ركورددار و تحسينشده ايراني از بازگشايي بخش اسلامي موزه متروپوليتن نيويورك است و هم بازگويي آخرين وضعيت پروژه عظيم كتابت قرآن به خط «مُحقَّق».
آيا شما هم فكر ميكنيد در موزه متروپوليتن به هنر ايران بياحترامي شد؟ من قايل به چنين تلقياي نيستم. به عكس، فكر ميكنم مسوولان اين موزه تاكنون عزت و احترام زيادي براي هنر ايران قايل بودهاند.
دلايل اين تلقيتان چيست؟ آيا فكر نميكنيد تقدم نام ايران بر نام كشورهاي عربي و تركيه، مهم باشد؟ فكر نميكنم اينها ملاك مهمي باشد. نامگذاريها بخش مهم ماجرا نيستند. مسوولان هنري ايران متاسفانه حضوري فعال در نيويورك در زمان افتتاح اين بخش نداشتند. لااقل من هر قدر در شب افتتاحيه دقت كردم، كسي را نديدم. با اين حال شنيدم كه گويا ايران به تقويت اين بخش كمك كرده است.
از آقاي شالويي مدير مركز هنرهاي تجسمي دعوت رسمي براي شركت در اين افتتاحيه شده بود كه ايشان موفق به اين سفر نشد... به هرحال در كنار ايران كه به راهاندازي اين بخش كمك كرده بود، كشور مراكش هم كمك فوقالعادهاي كرده بود. هر دولتي كه كمك ميكند، حق تقدم دارد. كشور مراكش سالن مخصوصي داشت كه من در سالهاي پيش هم اين سالن مخصوص را ديده بودم. شنيدم مراكش از حاميان مهم اين بخش بوده، البته متاسفانه دوربينم را با خود نبردم و در نتيجه عكس هم نگرفتم، چون ميهمان مراسم بودم. در كل فكر ميكنم هيچ اجحافي به هنر ايران نشد و جايگاه و پايگاه ايران، به نسبت فعاليت دولت ايران به نظرم خيلي هم حفظ شد. در كنار كشورها كه از اين حركت حمايت كردند، نبايد حمايت برخي مجموعهداران را هم ناديده گرفت. من اينجا ميخواهم به نكته ديگري اشاره كنم. ما از همه چيز و همه كس، گلهمند هستيم. بدون اينكه كاري كنيم، متوقعايم. من قضيه را آن طور كه شما تعريف ميكنيد، نديدم. ميدانيد كه موزه متروپوليتن نيويورك از بزرگترين و مشهورترين موزههاي جهان است كه سال ۱۸۷۲ ميلادي افتتاح شده و حاوي مجموعهاي بزرگ و نادر از تاريخ اسلام و ايران باستان است. اين موزه سالي چهار ميليون بازديدكننده دارد. پس با موزهاي معمولي طرف نيستيم؛ همچنان كه در شب افتتاحيه بخش اسلامي آن، سفيران فرهنگي، نمايندگان كشورها، وزراي فرهنگ و شخصيتهاي برجسته اسلامي و سياسي حضور داشتند. افتتاح بخش اسلامي اين موزه آرزوي ديرينه تمام دوستداران هنر اسلامي بود و خيلي خوشحالم كه اين موزه معتبر هم گنجينهاي از آثار اسلامي را به كلكسيون غني خود اضافه كرد. در صد سال اخير كارهاي مهمي درباره هنر اسلامي در موزههاي معتبر دنيا مانند لوور و سنپترزبورگ شده است. فكر ميكنم جاي بخش اسلامي در موزه معتبري چون متروپوليتن خالي بود. اين موزه هر سال بازديدكنندگان زيادي دارد و با افتتاح بخش اسلامي و نمايش آثار هنر اسلامي به اهميت آن افزوده شد.
كيفيت آثار چطور بود؟ ميدانيد كه هنوز آثار مدرن و معاصر اسلامي به گنجينه اين موزه اضافه نشده. از اين رو شايد به مذاق دوستداران هنر مدرن خوش نيايد، اما به شخصه معتقدم گنجينهاي از آثار منحصر به فرد در اين موزه گردآوري شده كه در نوع خود بيهمتاست؛ آثاري چون «لباس رزم ايراني» مربوط به نيمه قرن پانزدهم ميلادي، «تخته شطرنج و مهرههاي آن» (قرن دوازدهم ميلادي)، تنديس سر يك شاهزاده سلجوقي باقيمانده از قرن دوازدهم ميلادي و نقاشي «جبرييل فرشته در محضر پيامبر اسلام(ص)» ازكتاب مُجملالتواريخ و القصص كه من قبلا آنها را ديده بودم. از آثار مهم بخش جديد ميتوانم به «چراغ مسجد» اشاره كنم كه از شيشه و هالهاي از رنگ قهوهاي و آبي ساخته شده و اندازه آن ۲۰ در ۳۳سانتيمتر است و با آب طلا پوشانده شده. روي اين چراغ، خطنقاشي از آيات قرآن قرار دارد. اين اثر را پيرمورگان به موزه هديه كرده. «سبزپوشان» هم از آثار بهجا مانده از نيشابور است كه در واقع، نام اتاقي است كه در نيشابور پيدا شده و ديوارهايش از گچ و آكنده به كندهكاري است. اتاق سبزپوشان دوباره از روي تصاوير جنگي پيدا شده در كاوشها، در موزه متروپوليتن بازسازي شده. البته اميدوارم به زودي آثار مدرن و معاصر اسلام هم به گنجينه اين موزه اضافه شود. در آن صورت ديگر اين موزه چيزي كم نخواهد داشت.
گويا بعد از حضور در نيويورك، سفري هم به پاريس داشتيد. در حراج اُرينتاليستهاي (شرقگرايان) كريستيز پاريس شاهد درخشش شما بوديم، نتايج اين حراج را چطور ارزيابي ميكنيد؟ چند اثر از مجموعه «ذكر تصويري الله» من، از مجراهاي مختلف و توسط مجموعهداران مختلف ارايه شده بود كه من تمايل به ارايه آنها نداشتم و نهايتا يكي از آنها در حراج عرضه شد و خوشبختانه به دلايلي كه جاي گفتن آن در اينجا نيست، اين اثر به فروش نرفت. اما آثار ديگرم از جمله تابلوي «عشق» ۱۲۵هزار دلار فروش رفت كه فكر ميكنم فروش خوبي بود. در كل بايد بگويم حراج خوبي بود. همانطور كه شما هم در زمان حراج نوشتيد، برخي كارها متعلق به هنرمندان مختلف فروش نرفت، اما آثاري كه به واسطه خانم بهمنيار عرضه شده بود، فروش خوبي داشت. در واقع فروش نيمي از آثار هنرمندان ايراني در شرايط بحرانزده منطقه يورو، يك موفقيت بزرگ قلمداد شد.
چند ماه پيش كه عازم ونكوور بوديد، گفتيد براي ادامه كار نگارش قرآن مجيد در اين شهر خواهيد ماند. كار كتابت قرآن الان در چه مرحلهاي است؟ الان كار كتابت الحمدلله خيلي خوب پيش ميرود. به اين علت كه در خلوت خود با كسي كار ندارم، كسي را نميبينم و فقط كار ميكنم. اگر كسي تلفن بزند صحبت ميكنم. در نتيجه فقط مشغول كار هستم و گاهي اوقات هم پيادهروي ميكنم.
كتابت قرآن به خط «محقق» از كجا آغاز و تبديل به دغدغه اصليتان شد؟ از حدود ۴۰سال پيش ضمن خطاطي نستعليق، با ديدن قرآنهاي برادران بايسنقري در موزه آستان قدس رضوي و نيز قرآنهاي بزرگ موزه ايران باستان، به كتابت قرآن مجيد، به خط ثلث و محقق علاقهمند شدم، اما رفتهرفته به خط «محقق» گرايش بيشتري يافتم. علت تصميمگيري براي كتابت قرآن اين است كه حدود ۳۰ سال پيش يك روز كه مادرم مشغول قرائت قرآن بود، گفت كه ديگر چشمم ضعيف شده و نميتوانم خطوط ريز را بخوانم. به ايشان گفتم من يك قرآن با خط درشت مينويسم تا شما بدون عينك هم آن را بخوانيد. غرضم، همين قرآن پنجسطري بزرگ بود كه الان مشغول كتابتش هستم. وقتي كارم را شروع كردم ديدم اين آن چيزي نيست كه دلم ميخواهد. از آن طرف بعد از چند سال مادرم چشمانش را عمل كرد و ديگر الان نرو ماده دو تا گنجشك بالاي درخت را هم شناسايي ميكند! ولي من ادامه دادم و از خدا خواستم شرايطي را فراهم كند تا كتابت اين كتاب آسماني را به پايان ببرم. طي اين مدت چند موسسه و چاپخانه سفارش كتابت قرآن را به من دادند، اما قبول نكردم. ميخواستم با فيضالهي و از روي دل خود كار را ادامه دهم.
چرا قلم «محقق» را براي اين كار انتخاب كرديد. اين را از آن رو ميپرسم كه اين قلم چندان در ميان خوشنويسان متداول نيست... قلم محقق، قلم فاخري است. به نظر من تنها قلمي است كه توانايي تصوير كردن كلام وحي را دارد، به دليل صلابت، قدرت بصري و نقش مهمي كه در خوشنويسي داشته است. به نظر من اين قلم، وظيفه خطاط را در نگارش كلام خداوند، ادا ميكند. قلم محقق، از اواخر عهد صفويه منسوخ شده است. آن زمان اين قرآنها به سفارش حاكمان و پادشاهان كتابت و معمولا به صورت يك نذر انجام ميشد، مثل قرآنهاي برادران بايسنقرميرزا. اينها همه در واقع بيانگر زمانه و قدرت نگارش قرآن در آن زمانهاست.
چرا كتابت اينگونه قرآنها منسوخ شد؟ دليل اصلي، هزينه بالا و زمان زياد براي به سامان رساندنشان است. اين قرآنها در ابعاد بزرگ پنجسطري و اغلب طلانويسي شده هستند. بنابراين سرمايه زيادي براي كتابت آنها لازم است.
به همين دليل بود كه خط نسخ جاي خط محقق را در كتابت قرآنها گرفت؟ بله، دشواريهاي نگارش قرآن با خط محقق و هزينههاي بالا موجب شد رفتهرفته خطاطان بزرگي چون وصال شيرازي، احمد نيريزي و... به نسخنويسي روی آورند.
منابع تاثير شما در كارتان كدام خطاطان هستند؟ معلمهاي من خطاطان و استادان گذشته هستند، از ياقوت مستعصمي و ابراهيم ميرزا گرفته تا احمد سهروردي. بايد بگويم سبك من بيشتر با سبك احمد سهروردي ميخواند و او بيشتر مورد توجه و الهام من بوده است.
آيا قصد اهداي آن را به جايي داريد؟ فكر ميكنم آخر سر اين قرآن به آستان قدس رضوي اهدا شود. البته اين قرآن بين ۲۵۰ تا ۳۰۰ صفحه و در چندين مجلد چاپ خواهد شد. كاغذ مخصوصي براي چاپ آن نياز است. فكر ميكنم چيزي حدود ۱۰ مجلد شود. براي نمونه سوره «بقره» يك جلد كامل و ضخيم را شامل شده است. با يكي از دوستان متبحرم به نام مجيد فداييان در مورد اين قرآن در حال مشورت هستم. يكي از كساني كه مشوق اين پروژه و همواره پيگير آن بوده، آقاي صادق خرازي است. ايشان خودشان از مجموعهداران بزرگ قرآن مجيد در خاورميانه هستند. هميشه لطفشان شامل حال من شده است.
پس در واقع اين روزها تمركزتان فقط روي كتابت قرآن است؟ بله، در واقع جايي براي رفتن يا امكانات براي كار كردن نيست. البته در زمينه نقاشيخط، اتودهايي ميزنم، اما چون يك ميز ۱۵۰ در ۷۰ سانتي متر براي كار كردن دارم فقط ميتوانم قرآن را كتابت كنم و گاهي هم اتود ميزنم. بيش از اين نميتوان كار كرد. با تمام اين از راه دور، دعاگوي تمام هموطنانم هستم.
|