|
فرهنگخانه :لی لا رضایی:سالار عقیلی طی روزهای اخیر همزمان دو آلبوم با سبک و سیاق خود راهی بازار کرد که یکی از آنها نسبت به دیگری با استقبال بیشتری روبرو شد "هوای آفتاب" عنوان آلبومی است که چندان دیده نشد، چون به گفته خود عقیلی نسبت به آلبومی که به موازات آن منتشر شد، شانس کمتری برای دیده شدن داشت. البته تاخیر در هر دوی این آلبوم ها مشاهده شد که به گفته عقیلی وی هیچ دخالتی در این تاخیر چندماهه نداشته است. او که در این بازار بی مخاطبی موسیقی سنتی به انتشار آلبوم های خود اقدام کرده است، بر این عقیده است که موسیقی سنتی همواره و همیشه و در همه حال ، مخاطب خود را به صورت جدی داشته است و نمی توان گفت که موسیقی سنتی از بی مخاطبی رنج می برد.چرا که شرایط اجتماعی در برهه های زمانی مختلف، منجر به بی مخاطبی های لحظه ای می شود و این موضوع دوام چندانی ندارد. با این خواننده در آستانه انتشار دو آلبوم سنتی اش به گفت و گو نشسته ایم:
* به نظر می رسد ریسک بزرگی کرده اید که در این بی مخاطبی موسیقی سنتی دست به انتشار دو آلبوم آن هم همزمان با هم کرده اید.
چرا اینطور فکر می کنید. به اعتقاد من باید ببینیم از چه جهت به نظر می رسد که موسیقی سنتی بی مخاطب است؟ قطعا دلیل خاصی خواهد داشت. به اعتقاد من هر علتی می تواند در چنین امری دخیل باشد، از علل سیاسی گرفته تا اجتماعی و فرهنگی و ... هر یک از این ها بحث متفاوت و منحصر به فرد خود را دارد. اگر قرار باشد از منظر اجتماعی به قضیه نگاه کنیم، قضیه نسبت به وقتی که از منظر اقتصادی به آن نگاه می کنیم، کاملا متفاوت خواهد بود. به اعتقاد من نه تنها نگاهها به موسیقی سنتی کمرنگ نشده بلکه عوض هم شده و بهتر از پیش شده است. این بار مردم با شناخت بیشتری به انتخاب آثارموسیقی سنتی اقدام می کنند. ناگفته نماند که کلیه اتفاقات یک جامعه در هنر و موسیقی ان تاثیر گذار است و ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. ا زموسیقی پاپ گرفته تا سنتی و جاز و رپ و کلاسیک و ... همگی تحت تاثیر این اتفاقات قرار می گیرند. ما از منظر موسیقی سنتی اگر بخواهیم نگاه کنیم باید بگویم که عوامل بسیاری باعث شده که این سبک از موسیقی برای برهه ای از زمان، کمرنگ به نظر بیاید. اما چنین چیزی همیشگی نیست و بعداز مدتی رفع و رجوع می شود. ناگفته نماند که در کنسرتی که اخیرا برگزار کردم، با این کمرنگ شدن و کم اقبالی مواجه نشدم. من در یک روز به برگزاری یک کنسرت در دو سانس اقدام کردم که به گفته دوستان، ریسک بزرگ و خطرناکی بود. اما سالن در هر دوسانس پر شده بود. جالب این که قبل از کنسرت من، ۴۲ کنسرت از خواننده های مختلف برگزار شده بود. برای همین هم دوستان فکر می کردند کنسرت من تحت تاثیر این کنسرت ها قرار بگیرد و نفروشد. اما خوشبختانه این اتفاق نیافتاد.
* اما به اعتقاد من این هم جزو استثنائات است. همیشه و برای همه این اتفاق نمی افتد.
بله شاید به گفته شما ما با استثنائات مواجه شدیم. اما می خواهم این را بگویم که مردم به دنبال علاقه مندی های خود می روند. از میان این همه کنسرت که قبل از کنسرت من برگزار شده بود، حداقل ۲۵ تا ۲۶ تای آنها در تهران برگزار شده بود. این کنسرت ها می توانستند به اجرای من صدمه بزنند. حتی برگزاری کنسرت من مواجه شد با تعطیلی های پی در پی در تهران که خود این نیز می توانست ضربه نهایی را به کنسرت من وارد کند. مردم در آن چند روز تعطیلی ، به مسافرت رفتند . اما در کنسرت من ، بعضی ها پشت در ماندند. بنابر این من مخالف این هستم که موسیقی سنتی طرفدارن خود را از دست داده است و یا از تعداد انها کم شده است. وقتی به مردم کار خوب بدهید، قطعا آنها حمایت و استقبال می کنند. مگر اینکه واقعا این اتفاق نیافتد و مردم کنسرتی را ازقبل دیده باشند و بدانند که کار، کار ضعیفی است. بنابراین برای آن زمان، وقت و انرژی نخواهند گذاشت. به اعتقاد من مسایل اقتصادی باعث می شود که مردم از موسیقی رویگردان شوند. وقتی برای تماشای یک کنسرت باید کلی هزینه کنند، بنابراین ترجیح می دهند به کنسرت نروند و به گوش دادن به همان آلبوم ها درقالب سی دی کفایت می کنند. کنسرت ها به بهانه هزینه گران بلیت با استقبال عمومی مواجه نمی شوند. من قول می دهم که اگر همین خود من یک کنسرت با قیمت بلیت ۵ هزارتومانی در استادیوم آزادی برگزار کنم، عین آمار را پر می کنم. آن وقت ببینید استقبال می شود یا نه؟ یکی از علل عدم استقبال مردم از موسیقی و به خصوص موسیقی سنتی همین قیمت هاست. متاسفانه باید بگویم که اغلب افراد فرهنگی در کشور ما افراد خیلی پولداری نیستند که بخواهند برای تماشای بر فرض یک کنسرت ، هزینه کنند. اگر همین افراد فرهنگی تر، می توانستند هزینه بلیت کنسرت ها را بدهند، اوضاع موسیقی ما بسیار بهتر می شد. متاسفانه مخاطبان موسیقی سنتی به مراتب اوضاع اقتصادی ضعیفی نسبت به مخاطبان انواع دیگر موسیقی دارند.
* یعنی در انواع دیگر موسیقی، مخاطبان اوضاع مالی خوبی دارند؟ واقعا اینها به هم مرتبط است؟
بله. درپاپ اینطور نیست. طرف برای تماشای یک کنسرت پاپ، ۷۰ هزارتومان هزینه می کند و ممکن است طی همان روزهایی که همین کنسرت برگزار می شود، باز هم از نزدیک به تماشای آن برود. به جرات می توانم بگویم که یکی از عللی که مخاطبان موسیقی من و دیگر خواننده های سنتی نمی توانند به کنسرت هایم بیایند، همین وضع اقتصادی ضعیف آنهاست. همیشه دلم می خواست بتوانم کنسرتی برگزار کنم که همه بتوانند از آن استفاده کنند، بدون اینکه پرداخت هزینه آن برایشان مشکل باشد. متاسفانه بخش اعظم مخاطبان من و کلا موسیقی سنتی و خوانندگانی از این دست، بودجه اقتصادی پایینی دارند که اجازه این را به آنها نمی دهد که به راحتی به تماشای بر فرض یک کنسرت بروندو هزینه کنند. دوست دارم کسانی که از تفکر بالایی نسبت به موسیقی برخوردارند، به کنسرت من بیایند. در ازای آن دوست دارم کار خوب به مردم ارائه کنم، آلبومی مثل آلبوم" مایه ناز" که یکی از پرفروش ترین کارهای من شد. *شما دو آلبوم همزمان با هم به بازار فرستادید ولی یکی از آنها در عین مظلومیت مانده و مانند دیگری خیلی دیده نشد. منظورم دو آلبوم " باده نوشین " و "هوای آفتاب" است. شاید در این مورد فقط بتوانم بگویم که آلبوم " باده نوشین" نسبت به آلبوم " هوای آفتاب " از شانس بیشتری برخوردار شد. " باده نوشین" شانس آورد که معروفتر شد.همین!
* به نظر می رسد زمان خوبی را برای انتشار این آلبوم ها انتخاب نکردید. مگر زمان بهتری در اختیار نداشتید؟ یا نمی شد این دوآلبوم را همزمان با هم منتشر نکنید و با فاصله از هم این اتفاق می افتاد؟
متاسفانه زمان انتشار این آلبوم ها اصلا با اختیار و انتخاب من نبود. " هوای آفتاب" را من در سال ۱۳۸۸ آماده انتشار کردم و از همان موقع تا حالا آماده چاپ بود. قرار بر این بود که همان موقع کارهایش انجام شود و برای مجوز و تکثیر آن اقدام شود. اما متاسفانه در کمال تعجب ، انتشار آن به امسال و درست به قبل از ایام محرم موکول شد. " باده نوشین" هم نزدیک به یک سال است که دست "سروش" بود و می خواست منتشر شود. ولی متاسفانه به رغم تقلایی که کردیم که این دو آلبوم همزمان با هم و قبل از محرم منتشر نشوند، موفق نشدیم. فاصله زمانی این دو آلبوم به هیچ وجه دست ما نبود و از عهده ما خارج بود. ما "هوای آفتاب" را هنگام اجرای کنسرت اخیرمان به همراه گروه قمر، رونمایی کردیم و آلبوم همان شب بیرون آمد. ۸۰ درصد قطعاتی که اجرا کردیم، از همان آلبوم بود. چون دوست داشتیم همه کسانی که در سالن حضور دارند، هزینه کرده و به کنسرت آمده اند، کارهای جدید ما را بشنوند و ببینیم عکس العمل ها چیست. * از عمده ویژگی های این آلبوم چیست؟ منظورم آلبوم "هوای آفتاب" است. من فکر می کنم از عمده ویژگی های این آلبوم تغییر در ریتم هایی است که در آن استفاده شده است. همچنین استفاده از اشعار بزرگانی همچون خواجوی کرمانی و سیاوش کسرایی از دیگر ویژگی های این اثر است که تا کنون درموسیقی از آنها استفاده نشده است. تغییر ریتم در این آلبوم اما حرف اول را می زند. ریتم ها با فضای امروزی جوانان همخوانی دارد و هماهنگ است. این کاری برای جوانهاست و سعی کرده ایم آلبومی باشد که جوانها بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.
*تفاوت این آلبوم با آلبوم "باده عشق" چیست که مانند آن دیده نشد؟
آن آلبوم بر اساس معیارهای اصیل موسیقی و پایبندی به چارچوب اصیل موسیقی ایرانی بوده و پا را فراتر از آن نگذاشتیم. آقای فراهانی این کار را نکرده و سعی کرده تا کاری فاخر، سنگین و درخور ارائه کند که کسانی که به صورت حرفه ای درگیر موسیقی هستند از پس شنیدن آن بر آیند.
*به نظرتان چنین آلبومی به درد موسیقی می خورد؟
به اعتقاد من کار موسیقی باید طوری باشد که شنونده از شنیدن آن لذت ببرد. موسیقی باید طوری باشد که همه بتوانند با آن ارتباط برقرار کرده و از شنیدن آن لذت ببرند، حتی کسی که زیاد اهل موسیقی حرفه ای نیست. "هوای آفتاب" آلبومی است که هم کسانی که موسیقی جدی گوش می کنند، می پسندند و هم کسانی که اهل موسیقی جدی نیستند ! ما کاری کردیم که این اتفاق بیفتد. سعی کردیم جوانها از آن استقبال کنند. خوشبختانه با آلبوم " هوای آفتاب" این اتفاق افتاد. باآلبوم "عشق ماند" نیز خیلی از جوانها به سمت موسیقی سنتی آمدند و با آن آشتی کردند. خیلی از آنها ابراز احساسات کردند و گفتند که این کار را شنیده اند و دوست دارند. من خوشحالم که حداقل توانستم ۴-۵ جوان را به سمت این سبک از موسیقی جذب کنم. چنین چیزی نه تنها وظیفه من که وظیفه همه اهالی موسیقی است. برای همه و برای همه نوع از موسیقی باید چنین اتفاقی بیفتد. اگر من و امثال من بتوانیم کسانی را به سمت این موسیقی جذب کنیم، باعث افتخارمان است. من در آلبوم های "هوای آفتاب"، "عشق ماند"، "بی پایان"، "سعدی نامه"، "مایه ناز" و... سعی کرده ام پیرو چنین چیزی باشم. اتفاقا فکر می کنم خیلی از جوانها که مدنظرمان بوده اند از این طریق با موسیقی سنتی مرتبط شده اند.
*در خصوص "باده نوشین" چطور؟چنین انتظاری از آن می رود؟
" باده نوشین" با اینکه زیبا و فاخر است، اما بیشتر از هر چیزی یک کار علمی است. کسی می تواند آن را خوب بفهمد و هضم کند که شنونده حرفه ای موسیقی و یا موزیسین باشد. همچنین درک بالایی از موسیقی داشته باشد.
* ولی به اعتقاد من این حسن یک آلبوم نیست.
به نظر من باید اینطور باشد. باید مخاطب و سلیقه اورا بالا کشید ، ولو با یک آلبوم موسیقی خوب! شاید ما بدترین زمان را برای انتشار آلبوم خود در نظر گرفته باشیم ولی مطمئنم که این آلبوم ها به خصوص آلبوم " هوای آفتاب" بعداز این دیده خواهد شد و کاری ماندگار است.
*یعنی این آلبوم ها مصرفی نیستند؟
دقیقا می خواهم همین را بگویم. صد در صد ایمان دارم که این آلبوم ها به هیج وجه مصرفی نیستند. این آلبوم ها به جرات، آلبوم هایی هستند که ۵۰ -۱۰۰ سال دیگر هم شنیده می شوند و کارهایی مختص امروز فردا نیستند.
* تم ماندگاری ان آثار چیست؟
تم ماندگاری در واقع همان تهیه شدن بر مبنای چارچوب موسیقی ایرانی است و این دلیل ماندگاری این آثار است.
* شما از خوانندگانی هستید که با گروه های ثابت کار کرده اید . اما اخیر با گرو ه های دیگری نیز وارد همکاری شده اید. علت این تغییرات چیست؟
من از سال ۱۳۸۰ تا ۸۳ با ارشد طهماسبی کار کردم و از سال ۸۳ بود که همکاری ام با گروه دستان نیز شکل گرفت. "به نام گل سرخ" محصول این همکاری بود. امسال ۱۰ آلبومه شدم و می توانم بگویم که از این میان ۶ تا از آلبوم هایم را با ارشد طهماسبی کار کرده ام. از این آلبوم ها ۲ آلبوم را نیز با گروه دستان ، حمید متبسم و سعید فرج پوری کار کردم. یک آلبوم هم که حدود ۳ سال پیش انجام دادیم که قرار است به زودی آ ن را منتشر کنیم. البته یک آلبوم با آقای فراهانی دارم که بخشی از آن در سه گاه و شور و دشتی است که سه گاهش را یکه چین کردم، از بس که زیبا بود. "عشق دیرین " هم ارکستری با مهرداد دلنوازی بود . به نظر من اصلا اشکالی ندارد که یک خواننده با گروه های مختلف کار کند و کار کردن با هر یک را تجربه کند.
چرا یک بازیگر می تواند با هر کارگردانی که دوست داشت کار کند و کسی هم حرفی به او نزند؟
چطور یک بازیگر می تواند مثلا از طرفی با حاتمی کیا کار کند و از طرف دیگر می تواند با کارگردانی مثل ایرج قادری و .. همکاری کند. من به این دلیل که به تنوع و تغییرات فکر می کردم، که به این گونه تغییر و تحولاتی که می گویید دامن زدم. به نظر من یک هنرمند خوب باید فرصت این تجربه ها را از خودش نگیرد. هرکار خوبی که به یک هنرمند شود باید آن را قبول کند. اگر کار خوبی به من ارجاع شود، و ببینم که با معیارهای من جور در می آید و با ایده های ذهنی ام همخوانی دارد، ان را می پذیرم. چون دوست دارم همواره حرف های جدیدی برای گفتن داشته باشم و چیزهای جدید را تجربه کنم.
|