امروز    جمعه , ۲۹,ارديبهشت,۱۳۹۱   Friday , 18,May,2012  - 

گفت‌و‌گو با صادق آيينه‌وند
تأويل بدون عقل به جايي ره نمي‌برد چاپ پست الکترونیکی
۲۰۲۶۹
فرهنگی
سه شنبه ، ۳ آبان ۱۳۹۰ ، ۰۹:۲۷

فرهنگخانه: رحمان بوذری: صادق آيينه‏وند استاد دانشگاه تربيت مدرس و نويسنده حوزه تاريخ اسلام، براي محققان و اهالي كتاب چهره‏اي آشناست. او اخيرا دست به تهيه و تدوين مجموعه كتاب‏هاي انتشارات تازه‏تاسيس «کتاب‌توت» زده است. كتاب‌هايي كه زير‌ نظر او ترجمه و منتشر مي‌شود سعي دارد در آنها از نگاه غالب در حوزه معرفتي پرهيز كند و بديل جديدي براي پي‌ريزي پايه‌هاي معرفتي تمدن اسلامي باشد. دغدغه‌هاي قديمي و شايد مربوط به دو دهه پيش او اينك در قالب نشر «کتاب‌توت» جامه عمل پوشيده و چيزي را كه مدت‌ها درصدد راه‌اندازي آن بوده، بالاخره طي يك سال گذشته محقق كرده است. با او درباره ايده راه‌اندازي نشر و مسايل پيش ‌روي آن گفت‌وگو كرده‌ايم.

 

‌آقاي دكتر شما مدتي است كه نشر «کتاب‌توت» را تاسيس كرده‌ايد. چه شد كه به سراغ حوزه نشر رفتيد؟ فكر راه‌اندازي انتشارات از كجا آمد و در پاسخ به چه نيازي شكل گرفت؟
ما احساس كرديم با توجه به تحول فكري و فرهنگي و تمدني در جهان اسلام نياز به فلسفه و تاريخ، بسيار حياتي و اساسي است. به همين دليل با مشاوره دوستان و بعضي از انديشمندان به اين نتيجه رسيديم كه براي توسعه، نشر و ترويج اين تغيير و نيز هماهنگي با اين تغيير جديد لازم است ابعاد معرفت گسترش پيدا كند و در اختيار مردم قرار گيرد. از اين رو به فكر تاسيس يك نشر افتاديم كه عنوان آن را «توت» گذاشتيم. برگرفته از حرف اول واژه‌هاي تفكر و تاريخ. تفكر به معناي معرفتي و فلسفي و تاريخ هم به معناي آن چيزي كه امروز لامحاله بشر بدون آن نمي‌تواند خود را روزآمد كند. درواقع همچون ماهي كه در آب است و بدون آن نمي‌تواند زندگي كند، ما انسان‌ها نيز بدون تاريخ و خارج از تاريخ نمي‌توانيم زندگي كنيم. متاسفانه ما احساس مي‌كنيم كه در جهان امروز بخش عظيمي از كساني كه سردمداران فكر و انديشه هستند خارج از تاريخ‌اند و غيبت تاريخي دارند. بنابراين اينها در صحنه تاريخ عقب‌ماندگي فكري دارند. اين عقب‌ماندگي فكري به اين معناست كه در تاريخ روزآمد نيستند. از اين‌جهت كوشيده‌ايم تفكر و تاريخ را به هم پيوند دهيم و در اين مسير ابعاد مختلفي را براي جامعه خودمان باز كنيم. در اين مسير و پس از تاسيس انتشارات به اين نتيجه رسيديم كه بخشي از كتاب‌ها بايد تاليف باشد و بخشي ترجمه. تاليف نيازمند زمان است و موجب مي‌شود چند سال معطل شويم. با دوستان هيات مديره كه مشورت كرديم، به اين نتيجه رسيديم كه در كشورهاي جهان اسلام و جهان عربي بخشي از اين مواد آماده شده و مي‌توان از آنها استفاده كرد. بنابراين بخش عظيمي از كار ما با ترجمه از زبان عربي آغاز شد و بعد از آن به مرحله تاليف هم مي‌رسيم. سپس مرحله رمان فكري اسلامي خواهيم داشت و بعد از آن هم مرحله كتاب كودك‌ و نوجوان براي سنين مختلف را دنبال خواهيم كرد.
‌همزماني انتشار اين كتاب‌ها با اتفاقات جهان عرب اين نكته را به ذهن متبادر مي‌كند كه گويي مجموعه كتاب‌هايي كه تاكنون انتشارات توت چاپ كرده، پاسخ به نيازي است كه انگار تا همين شش هفت ماه پيش وجود نداشته و الان كه بستر آن ساخته شده، به‌ويژه با حضور روشنفكران عرب در عرصه عمومي، در تظاهرات‌ها و اعتراض‌هايي كه وجود دارد، مي‌توان با انديشه‌هاي آنان آشنا شد. آيا اين همزماني اتفاقي بوده يا خير، آگاهانه صورت گرفته؟
تقريبا نمي‌توان گفت اتفاقي بوده. من خودم چون چندسال در كشورهاي عربي بوده‏ام و با جهان عرب ارتباط و تماس دقيق داشتم، مي‌دانستم كه اين تحول قطعا رخ خواهد داد. تحول عميق فرهنگي و تغيير در جهان عرب حياتي است و آثارش بعدها بيشتر پديدار خواهد شد. اين تحول مباركي است كه مي‌توانيم آن را با انتقال علوم در صدر اسلام مقايسه كنيم، يعني در نيمه دوم قرن دوم هجري. حركات جهان اسلام كه ما خاصه در جهان عرب مي‌بينيم، بعضا زمينه‌اش به همه جهان خواهد رسيد. آثار تمدني و فرهنگي جديدي پديد خواهد آمد كه حتي مي‌تواند پهلو بزند به تحولي كه در اروپا بعد از قرون وسطي و قرون جديد پديد آمد. بنابراين خيلي عميق است. منتهي ما احساس كرديم بايد خودمان هم با اين تحول هماهنگ باشيم. چگونه؟ بايد از بسترهاي خاصي استفاده كنيم، بسترها عبارت از اين است كه در جهان اسلام ايراني‌ها بسيار عميق بودند و خدمت عظيمي در انتقال، تاسيس و تدوين علوم داشتند. بنابراين وقتي جهان عرب اين تحول را آغاز كرده ما نيز بايد دست به اين تحول مي‌زديم. البته ما در ابعاد فكري و فرهنگي اين كار را مي‌كنيم، ولي ابعاد سياسي دست مسوولان است و خودشان بايد ميدانداري كنند. مهم آن است كه اگر روزآمد نشويم موجي خواهد آمد و در اين موج نقش و جايگاه ما محفوظ نخواهد ماند. جايگاه ما در نيمه دوم قرن دوم هجري، چنان‌كه ابن‌خلدون مي‌گويد، به‌گونه‌اي بود كه در هر علم تاسيسي در جهان اسلام، ايراني‌ها سرآمد بوده‌ايم. هدف ما نشان‌دادن اين نكته بود كه در معرفت و تاريخ كه حساس‌ترين و حياتي‌ترين علومي هستند كه جهان امروز با آن سر و كار دارد، ما ايراني‌ها هم قدمي برداشته باشيم. اين امر درواقع زمينه تاسيس نشر بود.
‌باتوجه به كتاب‌هايي كه تاكنون از سوي شما منتشر شده آيا هدف‌گذاري نشر شما به تاريخ و تفكر اسلام محدود مي‌شود يا ممكن است به تاريخ تمدن جهان يا بخش‌هاي ديگر هم بپردازيد؟
ما چهار حوزه را محور عمده قرار داديم. اين چهار حوزه عبارت است از فلسفه، تاريخ، ادبيات، تمدن. تمدن به اين معنا كه موسسان علوم را در اسلام بررسي مي‌كنيم. از جمله كتاب «هزار مهندس مخترع و مكتشف مبدع در جهان اسلام» را منتشر كرديم كه نشان از تمدن است. به قول معروف، شاعر مي‌گويد اين پدران ما هستند كه اين كار را كردند، شما هم اگر چنين پدراني داريد بياوريد. ما هزار مهندس را در تمدن اسلامي تحويل جهان اسلام و مردم داديم. اين يك نمونه است. بعد سراغ علوم تاسيسي مي‌رويم. ما در جهان اسلام سه دسته علوم داريم؛ علوم تمليكي، علوم تاسيسي و علوم اخذ و اقتباس. ما در علوم تاسيسي سرآمد جهان اسلام بوديم و ايراني‌ها هم در آن نقش اساسي داشته‌اند همچون علوم اصول، علوم صرف و نحو، بلاغت و تاريخ. در علوم تمليكي همچون فلسفه و كلام نيز سرآمد بوده‌ايم. در علوم اخذي همچون نجوم و رياضيات و طب نيز كارهاي اساسي كرده‌ايم. ما در اين حوزه‌ها كار مي‌كنيم و به‌ويژه توجه ما به علوم تاسيسي است. چراكه مي‌خواهيم بار ديگر درخششي در جهان اسلام ايجاد كنيم. مسلمان‌هاي جهان بايد بتوانند دوباره تمدن نوين جهان اسلامي را رقم زنند و از قافله تمدن عقب نمانند. اگر نتوانيم با تحول سياسي اخير كه با شتاب رخ مي‌دهد، همگام شويم، سيل ما را مي‌برد. دنيا به سرعت حركت مي‌كند. حداقل مي‌خواهم بگويم شايد برخي دوستان انديشمند ما اطلاع نداشته باشند يا از اين حرف‌ها خوش‌شان نيايد، اما جهان عرب از نظر فكري و معرفتي ۲۰ سال از ما جلوتر است. در دو حوزه معرفت و تاريخ ما سرآمداني در جهان عرب داريم كه در حال حاضر فعلا در ايران نداريم.
‌كساني مثل جابري و ابوزيد؟
جابري، حنفي، رضوان‌السيد. در اينجا نصرحامد ابوزيد را از زاويه‌اي خاص بررسي مي‌كنند. افراد خاصي به دليل نگاه خاصي به او مي‌پردازند. نگاه ما به فكر و انديشه، سياسي نيست. نگاه ما اين است كه فكر و انديشه تا چه اندازه مي‌تواند تمدن را برآورد و خودش را با جهان‌ها و عوالم ديگر همساز كند. اين عوالم ديگر عبارتند از: جهان عرب، جهان اسلام غيرعرب و خود ما. اينها بايد همدوش و همگام شوند تا تمدن اصيل اسلامي مثل قرن سوم، چهارم و پنجم اسلامي دوباره بازگردد. افق نگاه ما چنين چيزي است. ما مي‌گوييم هر كس كه فكر مي‌كند و ابداعي دارد جلو بيايد. در حقيقت شكوفايي در اين است كه انسان حرف داشته باشد. ممكن است اين حرف را نقد كنيم يا قبول نداشته باشيم ولي همين حرف وقتي مطرح مي‌شود حركت و تكان ايجاد مي‌كند. اين حركت و تكان، تمدن را مي‌سازد. تمدن بايد تكان بخورد تا متحول شود، همچون زميني كه تا تكان نخورد تحولي در آن حاصل نمي‌شود. از زمين باير كه چيزي درنمي‌آيد. وقتي فكر منجمد و منعقد شد كاري از آن برنمي‌آيد. در جهان عرب اين تكان‌ها حداقل توسط متفكران انجام مي‌شود. ولي در جهان ما ديده نمي‌شود. نگاه ما به اين تكان عظيم از منظر تمدني و تفكري است. معتقديم هر تمدني حاصل اخذ و عطا نيست، بلكه نتيجه پشتوانه معرفتي است. ارزش يك تمدن به نظام فكري و فرهنگي پشتوانه آن است. بنابراين از آنجا كه براي تمدن قايل به پشتوانه معرفتي هستيم، معتقديم اگر اين پشتوانه معرفتي حاصل نشود تمدن اخذ و عطا يا تمدن غيرواقعي تاسيس مي‌شود، همچون تمدن كره. تمدن كره تمدن نيست. اين چيزي است كه ديگران آورده‌اند. ما به دنبال پشتوانه معرفتي تمدن خود هستيم.
‌طرح تاسيس اين نشر از چه زماني شكل گرفت؟ با اين نگاهي كه شما مطرح مي‌كنيد خيلي زودتر از اينها هم مي‌شد به آن پرداخت.
اين يك داستان قديمي است. مي‌توان گفت طرح آن به بيست و چند سال قبل برمي‌گردد. از زماني كه من با متفكران جهان عرب ارتباط مستقيم داشتم. منتها طرح آن را به‌ صورت فعلي يك‌ سال پيش با دوستان متفكر در داخل ايران عملي كرديم. ارتباط‌مان با متفكران جهان عرب و جهان اسلام برقرار است و از آنها نيز تغذيه مي‌كنيم. چنان‌كه ذكر شد درصدد تهيه پشتوانه معرفتي براي جهان اسلام هستيم. از اين رو نگاه ما فقط به ايران نيست. جهان اسلام را مدنظر داريم منتها چون ايراني هستيم به ايران به‌عنوان يكي از اركان برآوردن اين تمدن توجه مي‌كنيم.
‌آيا ترجمه كتاب‌ها با هماهنگي نويسنده صورت مي‌گيرد؟
ما با نويسندگان مراوده و ارتباط داريم و با آنها به هماهنگي رسيده‌ايم كه جهان اسلام از كجا بايد شروع كند. آنها در حوزه عربي كار مي‌كنند يا در حوزه زبان انگليسي يا در حوزه‌هاي ديگر. ما در حوزه زبان فارسي همان كار را مي‌كنيم. البته به اين قضيه نگاه عربي عجمي نداريم، بلكه نگاه اسلامي داريم. همه براي برآوردن تمدن اسلامي تلاش مي‌كنند. اين است كه از فرهنگ خودمان ارزش‌هاي تمدن شيعي را نيز در نظر داريم. ببينيد درون تمدن اسلامي يك تمدن شيعي بزرگ وجود دارد. تمدن اسلامي عبارت است از سه تمدن بزرگ: تمدن حمداني، تمدن فاطمي و تمدن آل بويه [آل بويه يا ديلمي]. نگاه شيعي ما منظر تمدني است و نه منظر كلامي و اعتقادي.
روند انتخاب كتاب‌ها چگونه است؟ آيا با سليقه خود مترجم است يا با توجه به نياز موجود يا جمع اين دو با هم؟
اصولا منتظر نمي‌مانيم كسي براي ما كار بياورد بلكه خودمان كار پيشنهاد مي‌كنيم. پيشنهاد‌دهنده، خود شوراي نشر است. نكته ديگر اينكه از هر متفكر آن مجموعه از كارهايش را كه مي‌تواند در ايران مطرح باشد ترجمه مي‌كنيم. چون برخي متفكران كارهايي دارند كه اصلا در جهان اسلام هم جاي طرحش نيست چراكه خيلي زودتر از تاريخ پديد آمده‌اند، بعضي از اين روشنفكران بسيار زودتر از تاريخ حركت مي‌كنند. ما كتاب‌هايي را انتخاب مي‌كنيم كه مناسب فرهنگ خودمان است و با شرايط سازگار است و مي‌توانيم براي آن مترجماني پيدا كنيم. اين قبيل معمولا در اولويت قرار مي‌گيرد.
‌در حوزه‌هاي ديگر هم ظاهرا برنامه‌ريزي‌هايي كرده‌ايد.
در آينده مي‌خواهيم به رمان براي دسته بزرگسال، جوان، نوجوان و حتي كودكان بپردازيم. رمان‌هايي كه الان در كشور ما رايج است يا رمان‌هاي آمريكاي لاتين است، يا رمان‌هاي غربي است. اين دو دسته رمان ممكن است فروش زيادي داشته باشد ولي خلأ ذهني جويندگان را پر نمي‌كند. اين آن رماني نيست كه ما دنبال آن هستيم. ما مي‌خواهيم رمان‌هايي را مطرح كنيم كه ريشه در تحول تمدني و فرهنگي داشته باشد. در نبرد انديشه بتواند كمكي به نسل امروز كند و اين نسل را به ريشه‌هاي معرفتي خود متصل كند. مثلا در فرهنگ اسلامي «حي بن يقظان» ابن‌طفيل را كه بهترين رمان فلسفي فكري بوده است، يا «قصه الغصه الغربيه» سهروردي را داشته‌ايم. خصوصياتي كه در رمان دنبال آن هستيم اين است كه رمان فقط خلأ ذهني را پر نكند بلكه به ريشه هم وصل باشد و در برآوردن پايه تمدن به ما كمك كند. چراكه به اعتقاد ما دين اسلام دين تمدن است؛ يعني سه ضلع معرفتي دارد كه اين تمدن را برمي‌آورد: جهاد، اجتهاد، پشتوانه معرفتي و پشتوانه سخت‌افزاري. بنابراين ما به سراغ آثاري مي‌رويم كه بتواند سه ضلع اين مثلث را برآورد. چون اين همان تمدن اسلامي است. در رمان، تاريخ و فلسفه نيز نگاه‌مان همين‌سان است. وگرنه كارهاي زيادي هست كه مطرح مي‌شود، مثلا كارهاي نصر حامد ابوزيد. ولي ما دنبال اين قبيل آثار نيستيم چون معمولا تاويلي است. درحالي‌كه منظر ما بيشتر، نگاه ابن‌رشدي است. نگاهي كه در آن حوزه‌هاي معرفتي تفكيك شده باشد و عقل بر همه سيطره يابد.
‌ديد شما چگونه است؟
دو نگاه در تمدن اسلامي هست: يك نگاه سينايي يا سينوي كه به عقل سينايي يا سينوي مشهور است و يك نگاه رشدي كه به عقل ابن‌رشد يا رشدي مشهور است. عقل ابن‌رشد عقلي است كه حوزه‌هاي معرفتي آن مشخص است. حوزه‌هاي معرفتي دين مشخص است. حوزه معرفتي فلسفه مشخص است. حوزه معرفتي عرفان مشخص است. حوزه معرفتي علم هم مشخص است. اين چهار حوزه بايد از هم تفكيك شده باشند. بهترين نمونه آن «فصل المقال» ابن‌رشد است. ما در حوزه معرفتي به تفكيك قايل هستيم نه تداخل. منتها برخي مانند ابوزيد يا بعضي از فلاسفه خود ما خلط كرده‌اند و حوزه‌ها را با هم آميخته‌اند. اين جريان تاويلي و باطني است. باطني‌گري و تاويلي‌گري، تشويش ايجاد مي‌كند، روشي ندارد. بنابراين ما را به جايي نمي‌رساند. درحالي‌كه اساس كار ما عقل است و اين مجموعه كتاب‌ها را نيز با نام «خداوند عقل و قلم» آغاز كرده‌ايم. چرا كه «اول ما خلق الله العقل.» پس ما به تفكيك معرفت و سلطه عقل باور داريم. البته نبايد اين اشتباه رخ دهد كه ما جزو مكتب تفكيك هستيم. با احترامي كه براي موسسان و مروجان و رهبران فرزانه آن دستگاه معرفتي قايل هستيم بايد عرض كنم ما در شمار مكتب تفكيك نيستيم. به كاركردهاي جداگانه معرفت اعتقاد داريم و عقل و برهان را بر جدل، ظن و خطابه ترجيح مي‌دهيم و عقل را سلطان مي‌دانيم. و در رابطه با وحي آن را مقوله‏اي فراعقلي مي‏شناسيم كه بايد از انبيا [مخبران صادق] دريافت كرد و با مدد عقل با آن به اقناع رسيد و بدان عمل كرد. يعني ما از سه دستگاه نگرشي؛ بياني، عرفاني و برهاني، پيرو برهانيم و آن را سلطان مي‏شناسيم.

 

نظر شما


Security code
دوباره سازی کد

تبلیغات

سخن روز

سه شنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۱
دير و دور

 

 

 

فاضل نظری

 

 

بعد از اين بگذار قلب بي‌قراري بشكند
گل نمي‌رويد، چه غم گر شاخساري بشكند

بايد اين آيينه را برق نگاهي مي‌شكست
پيش از آن ساعت كه از بار غباري بشكند

گر بخواهم گل برويد بعد از اين از سينه‌ام
صبر بايد كرد تا سنگ مزاري بشكند

شانه‌هايم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه
تخته‌سنگي زير پاي آبشاري بشكند

كاروان غنچه‌هاي سرخ، روزي مي‌رسد
قيمت لبهاي سرخت روزگاري بشكند


#fc3424 #5835a1 #1975f2 #b487c5 #af8cb4 #3ac3c6