|
از تلويزيون و تأثيرات فرهنگي آن |
|
لطفاً بگذاريد تماشا كنم |
|
|
|
فرهنگی
|
|
چهارشنبه ، ۲۸ دی ۱۳۹۰ ، ۰۸:۴۶ |
|
فرهنگخانه- عليرضا مرادي: عنوان تيتر اين يادداشت جملهاي است كه پيوسته در يك نشست خانوادگي براي ديدن برنامههاي تلويزيوني به زبان رانده ميشود. در دوراني كه هفدههزار و ششصد و شصت و شش كانال تلويزيون در دنيا وجود دارد و به كمك تكنولوژي آمار بالايي از آنها در هر خانهاي قابل دريافت است، كار رسانهها در فرهنگسازي بسيار عميق جلوهگر ميشود؛ بويژه كانالهايي كه با ساخت سريالهاي مردمپسند بسياري از مسائل مگو را ميگويند و بينندگان آن غير از والدين، كودكان و نوجوانان هم هستند.
«فارسي ۱» يكي بود شد دو تا و بعد شد سه شبكه. «زمزمه» و «جم كلاسيك» هم اضافه شد. اين كانالها از صبحگاه تا شامگاه و نيمهشبها و همه ساعتها و روزها سريالهايي پخش ميكنند كه مخل فرهنگ و تمدن بشري است و جز بدآموزي چيزي به خانهها نميآورند. واقعاً برخي از صحنهها و ديالوگها مو بر بدن آدمي راست ميكند و مهرههاي كمر آدمي را جابهجا. نميدانم چگونه بزرگترها با كوچكترها به تماشايش مينشينند. هر چند بسياري از خانوادهها وقتي اهداف مخرب اين كانالها را دريافتند، به طور كلي آن را قطع كردند. تكنولوژي تا آنجا پيش رفته كه ميشود بسياري از كانالها را قطع كرد. آلن گينزبرگ شاعر و فعال اجتماعي امريكايي (۱۹۹۷-۱۹۲۶) ميگفت: «آن كه رسانهها (تصاوير) را كنترل ميكند هم او، فرهنگ را نيز كنترل ميكند.» امروزه تلويزيونها از مرزها گذشتهاند و مالكان شبكههاي مختلف، فرهنگ مورد علاقه خود را به جوامع مختلف تحميل ميكنند. وقتي مخاطب، يك برنامه تلويزيون را تماشا ميكند، خواسته يا ناخواسته از آن تأثير ميگيرد و آن را همراه خود وارد چرخه زندگي روزمره ميكند. به تعداد مخاطبان يك برنامه تلويزيوني رنگ وجود دارد و هر يك از آنها بخشي از اين را وارد زندگي ميكنند. آنها در حال تغيير هستند. برنامههاي تلويزيوني بر روش زندگي، نگاه به زندگي و در يك كلام بر همه ابعاد زندگي تأثير ميگذارند و هر مخاطبي كه از سابقه فرهنگي ضعيفتري برخوردار باشد بيش از ديگران و زودتر از آنها رنگ و بو ميگيرد. به همين دليل در بسياري از كشورها پخش برنامههاي خارجي محدود و حتي به كل قطع شده است. هنديها از پخش برنامههاي ساخت پاكستان در كشورشان بيمناك هستند، پاكستانيها پخش فيلمها و سريالهاي تلويزيوني ساخت هند را از تلويزيون سراسري خود ناميمون ميدانند. فرانسويها به وضوح از پخش فيلمهاي سينمايي امريكايي از شبكههاي سراسري انتقاد ميكنند و انگليسيها از تلويزيون انتظار دارند تا محصولات ساخت داخل را پخش كنند تا حداقل هم كمكي به صنعت در حال ورشكستگي سينماي اين كشور شده باشد و هم مردم انگليس با فرهنگ خودي بيگانه نشود. آلمانيها تماشاي سريالهاي تلويزيون RTL را به ديدن سريالهاي تلويزيوني دست اول HBO امريكا ترجيح ميدهند و امريكاي لاتينيها از عمده برنامههايي كه شبكههاي مختلف تلويزيوني مرداك براي آنان به ارمغان آورده نگرانند. در جديدترين اطلاعات گفته شد كه بوتانيها به تماشاي سريالهاي خانوادگي هندي عادت كردهاند. رشد تلويزيون و دلبستگي شديد مردم به آن در حالي است كه استفاده از اين مديوم (رسانه) پرطرفدار به طور سرسامآوري افزايش يافته است و اين روند همچنان تداوم دارد. طبيعي است كه از اين رسانه فراگير ميتوان بهرهبرداري فرهنگي كرد اما بايد برنامهها طوري سامان يابند كه بسياري از ذائقهها را خوش بيايد. نگارنده در يكي از سفرهاي درون شهري با مترو، شاهد گفتوگوي دو نفر بود كه يكي گفت: «اگر فارسي ۱ نبينم ميميرم!!» اما باور كنيد تحمل ۱۰ دقيقه از ديدار سريالهاي اين رسانه مخرب، طاقتفرساست. |