امروز    پنجشنبه , ۰۴,اسفند,۱۳۹۰   Thursday , 23,February,2012  - 

تمديد مهلت ارسال آثار و تغييرات گردانندگان جايزه‌ي خورشيد چاپ پست الکترونیکی
۱۸۳۲۹
ایستگاه خبر
سه شنبه ، ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ، ۱۲:۱۰

فرهنگخانه: جايزه‌ي شعر زنان ايران (خورشيد) با انتشار اطلاعيه‌اي از تمديد مهلت ارسال آثار و تغييرات گردانندگان اين جايزه خبر داد.


به گزارش بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در اين اطلاعيه آمده است: «از آن‌جا که در هيأت داوران و شيوه‌ي مديريت چهارمين دوره‌ي جايزه‌ي شعر زنان ايران (خورشيد) تغييراتي به وجود آمده است، مهلت ارسال آثار براي اين دوره، يک ماه - تا پايان شهريورماه - تمديد مي‌شود.


تمام زنان شاعري که تاريخ چاپ اول مجموعه شعر آن‌ها در صفحه‌ي شناسنامه‌ي کتاب، سال ‌١٣٨٩ باشد يا سند اعلام وصول آن در سال ‌١٣٨٩ صادر شده باشد، مي‌توانند تا پايان شهريورماه ‌١٣٩٠ با ارسال پنج نسخه از کتاب خود به آدرس تهران، صندوق پستي ‌٦٤٣/١٤١٨٥ در اين رقابت شرکت کنند.


همچنين زنان شاعري که قصد دارند با کتاب شعر منتشرنشده‌شان در اين رقابت حضور يابند، مي‌توانند فايل وُرد يا پي‌دي‌اف کتاب خود را که تعداد صفحات آن دست کم بايد به ‌٤٠ صفحه‌ي A4 برسد، تا پيش از پايان مهلت ذکرشده به آدرس آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید ارسال کنند.


بهاره رضايي و گراناز موسوي همکاري خود را با اين دوره ادامه نخواهند داد و جايزه‌ي خورشيد نيز از اين پس به شکل شورايي اداره مي‌شود. همچنين عليرضا بهنام، شاعر، مترجم و منتقد، به عنوان سخن‌گوي جايزه و مهري جعفري، شاعر و منتقد، به عنوان عضو هيأت داوران، همکاري خود را با چهارمين دوره‌ي جايزه‌ي خورشيد آغاز خواهند کرد.»


پيش‌تر، بهاره رضايي به عنوان دبير اين دوره‌ي جايزه‌ي خورشيد و گراناز موسوي به عنوان عضو هيأت داوران معرفي شده بودند. به اين ترتيب، داوران چهارمين دوره‌ي اين جايزه به اين شرح‌اند: بنفشه حجازي، آزيتا قهرمان، رؤيا تفتي، سپيده جديري و مهري جعفري.

 

 

 

نظر شما


Security code
دوباره سازی کد

تبلیغات

سخن روز

چهارشنبه, ۰۳ اسفند ۱۳۹۰
ترانه ی این روزها

 

 

 

 

شمس لنگرودی





من نازبالش کوچکی از خونم
دلم می خواهد
سربگذارید
و نام پرنده یی را بگوئید
و ریزش آوازش را از گلوله بی نامی بشنوید.

شعرم من
دوست دارم، زبان گل سرخ را بدانم
خرزهره را از نامش رهائی بخشم
هندسه پرواز را از کتف کبوتر بیرون کشم
و در کف خود ببندم.

دوست دارم
همچنان که به آرامی تاریکی را نخکش می کنم
وانمود کنم، هیچ متوجه او نبودم.

دلم می خواهد
شعرم را بشویم، به دست شما دهم
تا رگه های زخمی را بر پوست سنگی او ببینید.

دوست دارم ببوسم تان
وقتی تاریکی دهان کوچک تان را ذوب می کند
و شرشر تنهائی به گوش می رسد.

دلم می خواهد
هنگامی که به خواب می روید
گوشه رویاتان را پس زنم
و همراه شما رویائی ببینم
که خوابالوده شما را به سوی آخر عمر می برد.-
با دمپائی پاره ئی
که نمی دانم کی به پای شما رفته است
که اینهمه خون در شعرم روان است.  


#fc3424 #5835a1 #1975f2 #b487c5 #af8cb4 #3ac3c6