|
فرهنگخانه: حسين پاكدل كه نمايش«عشق و عاليجناب» را در دو روز آخر جشنواره تئاتر فجر در سالن اصلي تئاتر شهر به صحنه ميبرد، از وضعيت اجراي عمومي اين نمايش بهرغم قرارهاي قبلي اظهار بياطلاعي كرد.
اين نمايشنامهنويس و كارگردان تئاتر كه قرار بود اجراي عمومي نمايشاش بلافاصله بعد از جشنواره تئاتر فجر انجام شود، به خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، گفت: تا اين لحظه كه با شما صحبت ميكنم هيچ شرايط مشخصي مطرح نشده است.
وي با اشاره به شرايط دشوار تمرين و آمادهسازي نمايش و انتقاد از شرايط كار فرهنگي ادامه داد: كاري كه براي توليدش وقت و انرژي بسياري صرف شده شرايط مبهمي دارد و اين در حالي است كه تعداد زيادي هنرمند به مدت سه ماه درگير تمرين و تلاش بودهاند و هزينههاي زيادي را متحمل شدهاند.
پاكدل كه به دعوت بنياد رودكي نمايشاش را توليد كرده است، اضافه كرد: چه كسي بايد پاسخگوي اين گروه باشد؟! ما كه سر خود نيامديم اين كار را آماده كنيم، از ما دعوت شده، آنهم به كرات، حالا مدير عوض شده، مدير بعدي ميگويد مدير قبلي سابقهاي از اين سفارش و توليد با من مطرح نكردهاست و خيليهاي ديگر هم هستند كه مثل شما چنين ادعايي دارند. حال آنكه اسناد و مداركش موجود و كار ما در ميانه تمرين بود و نزديك جشنواره و عملاً اثر ديگري در جدول برنامههاي تالار نبود و نيست. در اين وضعيت تكليف هنرمندان درگير در اين پروژه چيست؟
اين هنرمند تئاتر با اعتقاد بر اينكه هنگام تغيير مديريتها بايد درايت داشت، متذكر شد: اين مسائل به سادگي قابل حل است اما نميدانم به چه دليل، مسائل را در عرصه مديريت فرهنگي بيجهت پيچيده ميكنيم. در شرايطي كه بايد هنرمندان را در دهه فجر دلگرم كنيم، نه آنكه بيجهت برنجانيم.
پاكدل با اشاره به وضعيت مبهم چند نمايش كه قرار بود بلافاصله بعد از جشنواره تئاتر فجر، اجراي عمومي داشته باشند گفت: چگونه است كه ناگهان تصميم ميگيرند آثاري كه متعلق به شاخصترين چهرههاي تئاترند، بيسر و صدا فقط در جشنواره اجرا شوند و بودجهاي هم نگيرند و در اين ميان تكليف اجراي عموميشان هم نامعلوم باشد. اگر به هردليل خواهان حذفشان هستند چرا پيش از شروع كار يا دعوت چنين نميكنند و آنها را اينگونه در مشكلات و تعهدات كمرشكن مياندازند؟
وي تاكيد كرد: در خصوص اين كار پس از دعوت مدير عامل وقت بنياد رودكي تمام روال قانوني طي شد. متن را تصويب كردهاند. اجرا را در بازبيني ديده و تاييد كردهاند. اما ناگهان مثل دوستان همكار ديگر ميفهميم تكليف اجراي عمومي نمايش بعد از جشنواره مشخص نيست.
وي در عين حال تاكيد كرد: با اين اوصاف به فضل خدا ذرهاي نگراني نداريم. اجراي ما انجام ميشود. به هر حال وقتي يك محصول هنري در حد كمال خلق شد، راه خود را پيدا ميكند. هنرمندان طبعاً دوست دارند حاصل زحمتشان ديده شود و ما حتما نمايشمان را اجرا ميكنيم. اميدواريم مديران تصميمگير با درايت و خردمندي بهگونهاي عمل كنند كه تمام گروهها بتوانند با آسودگي خيال در جشنواره و بعد براي عموم اجراي آبرومندي داشته باشند.
پاكدل با اشاره به تلاش مديران براي حل مشكل اين نمايشها به ايسنا گفت: در حسن نيت آنها نميتوان ترديد كرد. همگي تلاش ميكنند. اين تلاشها قابل ستايش است، ما هم همراهي ميكنيم تا به نتيجه معقولي برسيم. از اتفاق، نمايش ما جزء معدود كارهايي است كه به جنايتهاي آمريكاييها، كودتاي ۲۸ مرداد و تاثير آدمهاي خودفروشي مثل زاهدي بر زندگي خصوصي مردم و پديده عشق ميپردازد. در دهه فجري كه به مناسبت پيروزي انقلاب است، اگر به چنين موضوعاتي نپردازيم به چه بپردازيم؟!
وي سپس با اشاره به بازبيني دوباره نمايشاش ادامه داد: با اين كه كار ما انتخاب شد و هيچ مشكلي هم نبود، دوستان خواهش كردند يك بار ديگر ببينيم، گفتيم ده بار ديگر ببينند. ما كه حرفي نداريم. كارمان را در اندازه خود بلديم و ميخواهيم در اين مملكت با سربلندي كار فرهنگي كنيم و زندگي آبرومند و هنرمندانهاي داشته باشيم. ما تابع مقررات و ضوابط هستيم و ذرهاي از آن عدول نميكنيم. كار ما از جنس انديشه است. مگر براي
«حضرت والا» كه ۶۰ شب اجرا شد اتفاقي افتاد؟ مگر يك تئاتر را چند نفر ميبينند؟! متاسفانه هميشه در عرصه هنر، حاشيهسازيهاي مسموم منشأ سوء تفاهم بين هنرمندان جدي، موفق و مطرح و مديران بوده، به تجربه مديران با درايت اين حاشيههاي مزاحم را جدي نميگيرند.
پاكدل در بخش ديگري از اين گفتوگو با اشاره به بزرگداشت جشنهاي پيروزي انقلاب اسلامي در دهه فجر گفت: چرا جشنهاي دهه فجر را به كام هنرمند تئاتر تلخ ميكنيم كه مدام نگران باشد و دلشوره اجرا داشته باشند؟ نبايد ناامني شغلي و فكري ايجاد كرد، عقل و درايت ميگويد پيش از وقوع حادثه، پيامدهاي هر تصميمي را بسنجيم. نميشود با زمختي و قهر و غلبهي فضاي امنيتي با هنر برخورد كرد. ساحت هنر نيازمند مديريت مدبرانه، هنرمندانه و ظريف و فراگير است.
حسين پاكدل در ادامه اين گفتوگو با تشرح آسيبهاي مديريت فرهنگي توضيح داد: مديريت كارا لزوماً بايد همراه با اختيار باشد تا بتوان توقع عمل به مسئوليت و پاسخگويي از آن داشت. غير از اين باشد همه چيز به سمت و سوي بلبشو و آشفتگي ميرود. آنوقت تكليف روشن نيست كه هنرمند با چه كسي طرف است و در نهايت اين مديرانند كه از عدم دسترسي به موقع و به اندازه به اهداف تعريف شده آسيب ميبينند و موقعيت خود را در افكار عمومي جامعه هنري از دست ميدهند.
نويسنده و كارگردان «سمفوني درد» با تاكيد بر ضرورت رعايت قواعد بازي در امور هنري، متذكر شد: نميتوان قواعد بازي را در ميانه راه بر هم زد. از قبل بايد قواعد بازي را تعيين و اعلام كرد و سپس از هر دو سو بدان وفادار بود. در غير اين صورت اصل بازي به هم ميريزد و رويداد مد نظر به نتيجه غايي دست نمييابد. نتيجه اين ميشود كه اعتبارات، وقت و انرژي مديران فرهنگي ما صرف حل كردن مسايلي ميشود كه واقعا مشكل نيست. بيشتر شبه مشكلاتي است كه تصميماتِ عجولانه و غلط به شكل انبوه خلق كرده است.
حسين پاكدل اضافه كرد: مديران هنري بايد هوشمندانه بسترساز خلق هنر باشند. بايد زبان هنر و هنرمند را درك كرد و آداب هنرمندي را پاس داشت.
نويسنده و كارگردان نمايش «عشق و عاليجناب» خاطرنشان كرد: انصاف، مروت، عدل، اعتقاد و ايمان ميگويد قدر هنرمندان زحمتكش را بدانيم. وقتي بازيگري با وجود تمام مشكلات سه ماه وقت ميگذارد، من به عنوان كارگردان ميتوانم بگويم ببخشيد نميتوانم به تعهدم مبني بر پرداخت دستمزد شما عمل كنم چون دعوت كننده در ميانهي را عوض شده يا زير قولش زده، دستتان درد نكند و خداحافظ؟!
وي در عين حال با تأكيد بر حسن نيت دبير جشنواره تئاتر فجر ادامه داد: در صداقت و حسن نظر ايشان ترديدي نداريم. همه تلاشش را ميكند تا جشنواره با سلامت كامل به راه خود ادامه دهد. ما هم وظيفه داريم بر صحنه خوش بدرخشيم و آبروي جشنواره را پاس بداريم. اين يك رابطهي دوطرفه است. ما به قول و قرار عمل كردهايم ببينيم آنها چه ميكنند.
رييس اسبق تئاتر شهر يادآور شد: سازوكار تئاتر ما از بيخ و بن دولتي است و هنرمند جدي تئاتر بايد با اين قواعد وارد صحنه و بازي شود. سال گذشته نمايش «حضرت والا» را با قرارداد گيشه اجرا كرديم، هر چند دوستان شوراي حمايت كمك اندكي كردند، با اينحال نتوانستيم پاسخگوي حقوق حقهي اعضاي گروه باشيم؛ چرا كه بخش خصوصي چنين تواني ندارد مگر اينكه نمايشها طولاني مدت بر صحنه باشد و يا كارهاي سرگرم كننده اجرا كنيم. نه اينكه بلند نباشيم، بلديم ولي قرار نيست هركاري بلديم انجام دهيم، هر كس بايد كار متناسب با خود را انجام بدهد. اگر قرار باشد بزرگان تئاتر را به سمت گيشه هدايت كنيم، پس تكليف انديشه چه ميشود؟!
او با اشاره به تاكيد مديران هنري بر توليد متون ايراني و بومي متذكر شد: مدام از توليد متون ايراني براي تئاتر دم ميزنيم اما وقتي كساني تلاش ميكنند، چندين سال عمرشان را صرف خلق نمايشنامه ايراني ميكنند، مورد بيمهري قرار ميگيرند. اين در حالي است كه كسي كه متن خارجي كار ميكند يا از متون خارجي اقتباس يا رونويسي ميكند مشكلاتش به مراتب كمتر است.
اين كارگردان تئاتر درباره تاثير وضعيت مبهم اجراي نمايشها بر امنيت رواني گروههاي اجرايي و عوامل نمايش، توضيح داد: يكبار همين اواخر به دوست محترم و با سابقه كه الان مسئوليت مركز هنرهاي نمايشي را دارند گفتم شما به حسب وظيفه و مسئوليت مجبوريد در بزنگاهها هنرمندان را اقناع كنيد، وگر نه امنيت فكري جامعه هنري از شما سلب ميشود و ديگر شما مرجع مراجعه هنرمندان نخواهيد بود. لذا براي حل مشكلات خود ناچار ميشوند شما را دور بزنند. نتيجه آنكه آرام آرام افسار كار از دست شما به در ميرود. مديريت صحيح يعني هرآنچه به حوزه كاري شما مربوط است در آن ورود كنيد و مسائل تئاتر را در هرجا مسئلهي خود بدانيد. انصافاً عملكرد ايشان در اين برههي حساس نشان از تلاش در همين راستا دارد. چون ميبينيم همراه ديگر دوستان مدام در صدد رفع مشكل آثار شركت كننده در بخش حرفهاي جشنواره هستند. همه منتظر نتيجه رايزنيها و حاصل تصميماتشان هستيم. اين مرحله آزموني براي مديران است.
اين مدير اسبق تئاتري متذكر شد: دلم نميخواهد بيان كنم ولي گاه آدم مجبور به گفتن ميشود. در زمان مسئوليت بارها نگران هنرمنداني بوديم كه بيكار مانده يا خانهنشين شده بودند اما حالا اين احساس انگار جود ندارد. گرهي را كه با دست ميتوان باز كرد چرا با دندان كورش ميكنيم؟
وي در ادامه درباره شايعاتي مبني بر تعطيلي تئاترشهر به بهانه بازسازي افزود: به نظر حقير تعطيلي تئاتر شهر به بهانه بازسازي، راه حل مناسبي براي حل مشكلات تئاتر نيست.
مدير پيشين مجموعه تئاترشهر يادآور شد: وقتي مسئوليت تئاتر شهر را پذيرفتم، حقاً اين مجموعه از نظر فضا يك زبالهداني تمام عيار بيشتر نبود. اگر كسي تمايل به تحقيق داشت همه تصاويرش موجود است. بعداز يك بررسي همهجانبه و كامل به وزير وقت نوشتيم كه تئاترشهر بايد شش ماه تعطيل شود و نيازمند دو ميليارد نقدينگياست. زير نامه نوشتند نه شش ماه وقت هست نه اين مقدار پول، حين عمل بازسازي شود. ما همين كار كرديم، آن هم در اوج بيپولي.
حسين پاكدل در پايان اين گفتوگو خواهان برخوردهاي بهتر با هنرمندان شد و به ايسنا گفت: كمي به يكديگر و تلاشهاي هم احترام بگذاريم. همديگر را بزرگ بخواهيم و از هم به بزرگي ياد كنيم. باور كنيم نه هنرمند تحقير شده محلي از اعتنا دارد و نه مدير حقير اعتبار دارد و كاري از پيش ميبرد. خودمان را به سخن مولا علي (ع) رجعت ميدهم كه فرمودند: عمر آن قدر كوتاه است كه ارزش تحقير شدن ندارد.
|