امروز    جمعه , ۲۹,ارديبهشت,۱۳۹۱   Friday , 18,May,2012  - 

بيگدلي:نسل جوان داستان‌نويسان به توجه نياز دارند چاپ پست الکترونیکی
۲۴۱۴۷
ایستگاه خبر
يكشنبه ، ۱۶ بهمن ۱۳۹۰ ، ۱۰:۴۳

فرهنگخانه: احمد بيگدلي توجه به نسل جديد داستان‌نويسان را ضروري خواند و گفت: نسل جوان داستان‌نويسان ما به توجه و سامان‌دهي نياز دارند.


به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،‌ اين داستان‌نويس در گفت‌وگويي عنوان كرد: جوانان كه در شهرهاي کوچک و بزرگ پراکنده هستند، در کارگاه‌هاي آموزشي با داستان کوتاه آشنا مي‌شوند و شروع به نوشتن مي‌کنند و اگر همايش داستان كوتاه بتواند فضايي به وجود بياورد تا اين جوانان بتوانند گرد هم بيايند و راهي براي سامان‌دهي آن‌ها انديشيده شود، بسيار مفيد و مؤثر خواهد بود.


او افزود: اگر اين همايش با برنامه‌ريزي دقيق و در جهت پيش‌برد ادبيات داستاني انجام شود، بدون شک، اتفاق خوب و گام مؤثري خواهد بود. همچنين بهتر است نهادهاي دولتي در اين همايش دخالت نکنند و فقط نقش حمايتي و نظارتي داشته باشند.


بيگدلي درباره داستان کوتاه بعد از انقلاب گفت: در اوايل پيروزي انقلاب، شور و شوق انقلابي روح تازه‌اي به هنر و فرهنگ ايران بخشيد و موسيقي، سينما و ادبيات ما بعد از انقلاب دگرگون شدند و سير صعودي خوبي در پيش گرفتند.


برگزيده کتاب سال جمهوري اسلامي ايران در ادامه گفت‌وگو با ستاد خبري همايش داستان كوتاه گفت: رمان‌ها و داستان‌هاي کوتاه ارزشمندي در آن دوره خلق شدند و جرياني نو در ادبيات داستاني ايران به وجود آمد. اما رفته رفته ادبيات داستاني با سخت‌گيري‌ها و محدوديت‌هاي زيادي روبه‌رو شد. اين محدوديت‌ها شايد به ظاهر بد نبودند؛ اما از درون نويسندگان را دچار خودسانسوري کردند. نويسندگان آزادي خود را از دست دادند و آثار بي‌ارزش روز به روز بيش‌تر شد.


او افزود: اغلب داستان‌هاي اين دوره شبيه به هم هستند. بيش‌تر آن‌ها در فضاهايي مشابه، با شخصيت‌ها و محتواي شبيه به هم ساخته مي‌شوند. محدوديت خلاقيت نويسندگان را کم کرده و اين بزرگ‌ترين ضربه به ادبيات داستاني است. اگر متوليان نگاه درست و دقيقي نسبت به وضعيت ادبيات داستاني امروز داشته باشند، اين همايش مي‌تواند تعادلي ميان ارزش‌هاي جامعه و آزادي نويسندگان ايجاد کند.

 

 

 

نظر شما


Security code
دوباره سازی کد

تبلیغات

سخن روز

سه شنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۱
دير و دور

 

 

 

فاضل نظری

 

 

بعد از اين بگذار قلب بي‌قراري بشكند
گل نمي‌رويد، چه غم گر شاخساري بشكند

بايد اين آيينه را برق نگاهي مي‌شكست
پيش از آن ساعت كه از بار غباري بشكند

گر بخواهم گل برويد بعد از اين از سينه‌ام
صبر بايد كرد تا سنگ مزاري بشكند

شانه‌هايم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه
تخته‌سنگي زير پاي آبشاري بشكند

كاروان غنچه‌هاي سرخ، روزي مي‌رسد
قيمت لبهاي سرخت روزگاري بشكند


#fc3424 #5835a1 #1975f2 #b487c5 #af8cb4 #3ac3c6