امروز     جمعه , 29,فروردین,1393    Friday , 18,April,2014  - 
علیرضا خمسه: پانتومیم مهم‌ترین راه آموزش بازیگری است
32057
ایستگاه خبر
شنبه 15 مهر 1391
12:23:49

فرهنگخانه :«علیرضا خمسه» بازیگر تئاتر و سینما است که توانایی‌اش در هنر پانتومیم برای او برجستگی ویژه‌ای ایجاد کرده است. خمسه در یادداشتی به نامه هنر پانتومیم را مورد بررسی قرار داده است. خمسه معتقد است که بازیگر پانتومیم باید با صلابت همچون «سنگ» و نرم و منعطف همچون «باد» باشد.

 

علیرضا خمسه: اصولا موفقیت در عرصه بازیگری به چند زمینه برمی‌گرد: الف- استمرار، ب- آموزش، ج- تجربه. برای کشف استعداد بازیگری، راه‌های متنوع آموزشی و تجربی وجود دارد در این راه به فراخور مکتب‌ها و سبک‌های مختلف از مقولاتی مانند بدن، بیان، تخیل و تمرکز، صحبت به میان می‌آید. از میان این مقولات، بدن یا زبان بدن اهمیت بیشتری دارد. پانتومیم «تئاتر خاموش» یا «هنر گفت‌وگوی بدون کلام» است. تاکید پانتومیم بر طرح احساسات و مفاهیمی است که هرگز با کلام به بیان در نمی‌آیند. مضامین مورد استفاده در پانتومیم، از کمدی تا تراژدی تنوع دارد و تنها با تجسم در بدن بازیگر است که بیان می‌شود. از این رو ناب‌ترین و اصیل‌ترین شکل تئاتر به حساب می‌آید. چون مهم‌ترین ابزار پانتومیم، بدن بازیگر است، برای موفقیت در این رشته باید تمرین‌ها و ممارست‌های فراوان داشت.

 

متاسفانه آموزش پانتومیم در ایران با عنوان «نمایش ایمایی»، جایگاه شایسته‌ای در دانشگاه‌های کشور ندارد. بسیاری از مدرسان این رشته، سررشته‌ای از آن ندارند و اغلب کلاس‌ها به صورت تئوریک و نظری برگزار می‌شود. در موارد اندکی هم که این رشته به صورت عملی تدریس شده، حاصل آن جز معدود تکنیک‌های ابتدایی پانتومیم، نبوده است. در حالی که این دروس از اساسی‌ترین درس‌های بازیگری مخصوصا برای دانشجویان رشته تئاتر محسوب می‌شود. در دانشگاه‌های معتبر جهان برای پرورش بازیگر، از پانتومیم به عنوان یکی از مهم‌ترین درس‌های بازیگری یاد می‌شود و بدون گذراندن این درس، درس‌های بعدی آموزش داده نمی‌شود.

 

بهترین بازیگران پانتومیم در حال حاضر – چه در ایران چه خارج از کشور – کسانی‌اند که این رشته هنری را بیرون از دانشگاه فراگرفته‌اند. کلاس‌های آزاد پانتومیم، به دلیل تمرکز بر دروس پایه و تمرین‌های عملی، بازده بیشتری داشته‌اند. ناگفته پیداست که در این کلاس‌ها نیز باید از اساتید مجرب و کارآزموده استفاده کرد، وگرنه حاصل حضور در این کلاس‌ها به جز اتلاف وقت چیزی نخواهد بود.

 

برای شکل گرفتن یک نمایش پانتومیم باید بازیگر توان بدنی بالا و مهارت‌های جسمی فوق‌العاده داشته باشد. ضمن آنکه هیچ نمایش پانتومیم بدون بهره گرفتن از تخیل گسترده و تمرکز قوی شکل نمی‌گیرد. نقش هر کدام از این سه عامل، یعنی مهارت جسمانی، تخیل و تمرکز چنان مهم و به هم پیوسته است که نمی‌توان آن‌ها را از هم جدا ساخت. به عبارت ساده‌تر یک نمایش پانتومیم بدون بهره گرفتن از این سه عامل، بُعد مهمی را کم خواهد داشت.

 

منابع موجود برای این هنر در کشور ما با وجود محدود بودن بسیار معتبر و ارزشمندند. نشر قطره با مدیریت آقای فیاضی، سال‌هاست به چاپ و انتشار کتاب‌های باارزشی در این زمینه اقدام کرده که شایسته تقدیر است. این منابع در همه جای جهان به همین صورت مورد استفاده قرار می‌گیرد. زیرا «پانتومیم» جهانی‌ترین شکل بازیگری است و نیازی به تغییر روش، منش و هدف در مواجهه با فرهنگ‌های دیگر ندارد.

 

هنر پانتومیم در همه جای دنیا، هنر مظلومی است. به خاطر دارم که مرحوم مارسل مارسو، استاد مسلم پانتومیم، سال‌ها به دنبال ساخت فیلمی در این زمینه بود و عاقبت ناکام ماند. با این وجود در اغلب کشورها جایگاهی شایسته برای این هنر اصیل در نظر می‌گیرند. به طور مثال در کشور فرانسه نمایش‌های بسیاری در این زمینه کار می‌شود و اتفاقا مورد استقبال تماشاگران هم قرار می‌گیرند. اما متاسفانه این هنر اصیل با تمام امتیازات و امکانات خلاقانه‌ای که دارد هنوز در کشور ما به خوبی شناخته نشده و در نتیجه به درستی نیز به کار گرفته نشده است. در 30 سال گذشته، 2 بار جشنواره‌ای با عنوان «پانتومیم» برگزار شد که به کشف استعدادهای جدید و نیروهای خلاق و جوان انجامید اما به دلیل عدم پیگیری و رها شدن آن‌ها ثمری نبخشید.

 

هنر پانتومیم در ایران مانند هر کشور دیگر نیاز به «شناخته شدن» دارد. عدم شناخت از این رشته حتی در نزد مدیران رده بالای فرهنگ و هنر کشور، سبب مهجور ماندن و مظلومیت آن شده. برای زدودن خاکستر از این هنر ارزشمند باید سیاست‌های جدید و موثری اتخاذ کرد. اختصاص بودجه مناسب برای این رشته، در نظر گرفتن مکان‌هایی برای اجرای آن، ایجاد تمرکز برای نیروهای خلاق این رشته از طریق تاسیس یک مرکز هنری و گسترش آموزش از دانشگاه به دبیرستان و حتی دبستان و کودکستان سبب نهادینه شدن این هنر خواهد شد.

 

اغلب کشورهای جهان از پانتومیم، به عنوان یکی از روش‌های جذاب و موثر در آموزش‌های پیش‌دبستانی بهره می‌برند. نظام‌های پیشرفته جهان، تئاتر و خصوصا پانتومیم را به عنوان بهترین گزینه برای انتقال مفاهیم آموزش و پرورش برگزیده‌اند. علت این است که تئاتر و پانتومیم، با بهره بردن از عناصر تخیل و فانتزی که عنصری بسیار مهم در دنیای کودکانند روشی بسیار تاثیرگذار شناخته شده‌اند. دنیای نوجوانان و جوانان نیز با جهان پانتومیم که سرشار از شور و شوق تغییر جهان است بسیار هم‌سوست. کشور فرانسه از چند قرن پیش طلایه‌دار هنر پانتومیم به شمار می‌آید. اما پانتومیم معاصر بیش از هر چیزی مدیون تلاش هنرمندان فرانسوی است که از پایان قرن نوزدهم این هنر ارزشمند را در ابعادی تازه و در سطحی جهانی مطرح ساخته‌اند.

 

«گاسپار دبرو»، دلقک خاموش و جاودانه‌ای بود که به خاطر ماسک سفید صورتش با نام «پانتومیم سفید» شناخته می‌شد. شخصیت «پیرو»ی او یک آدم شاعر مسلک بود که با حرکات آکروباتیک در ملودرام و صحنه‌آرایی باشکوه پانتومیم قرن نوزده آفریده شد. در ادامه کار او، بازیگران دیگری سنت دلقک‌های چهره سفید را ادامه دادند. درسال 1923 هنرمند دیگری با نام «ژاک کوپر» مدرسه‌ای برای آموزش پانتومیم افتتاح کرد. یکی از شاگردان او «اتین دکرو» بود که تحقیقات بسیاری در این زمینه انجام داد و شاگردان متعددی همچون «ژان لویی بار»، «مارسل مارسو» و «ژاک لوکوک» را پرورش داد؛ هنرمندانی که با خلق سبک و روشی نو به ارتقای سطح جهانی پانتومیم یاری رساندند. به دلیل حضور این هنرمندان خلاق تا اواسط قرن بیستم پاریس مهد هنر پانتومیم بود.

 

نظرات شما

 
نظر شما با موفقیت ثبت گردید .

نظر شما

تبلیغات

سخن روز

جمعه, 16 اسفند 1392
شاعری که گلشیری برایش مقدمه‌ نوشت

رضا چایچی در سالگرد تولد 50 سالگی‌اش از چگونگی علاقه‌مندی‌ به ادبیات، روند شاعری و وضعیت نشر آثارش می‌گوید. این شاعر درباره علاقه‌مندی‌اش به ادبیات از دوران کودکی گفت: در هر خانه ایرانی دیوان‌های شعر مانند دیوان حافظ، رباعیات خیام و دوبیتی‌های باباطاهر وجود دارد. پدر من معمولا در خانه قرآن و غزل‌های حافظ را با صدای بلند می‌خواند. من هم در دوران کودکی علاقه‌مند و کنجکاو بودم و می‌خواستم با این شعرها ارتباط برقرار کنم. در آن دوران داستان‌های کودکانه هم می‌خواندم. وقتی بزرگ‌تر شدم سعی می‌کردم دیوان حافظ را بخوانم. در دوران راهنمایی به مدرسه‌ای رفتم که کتابخانه خوبی داشت و در آن‌جا بیش‌تر به ادبیات علاقه‌مند شدم. او ادامه داد: سال دوم دبیرستان رشته فرهنگ و ادب را انتخاب کردم. در آن دوران هم همیشه کتاب همراهم بود تا این‌که روزی در خانه پدری رباعیات خیام را خواندم و ارتباط سحرانگیز عمیقی با جهان خیام برقرار کردم که تأثیر بسزایی بر من داشت. بعد از آن به سراغ آثار مولانا، سعدی و دیگر شاعران رفتم و کم کم شروع به سرودن غزل و قصیده کردم. شعرهایی را که در قالب‌های کهن سروده بودم چاپ نکرده‌ام، اما به یادگار نگه داشتم. در آن دوران هر شب دیوان حافظ را ساعت‌ها پشت سر هم می‌خواندم و لذت می‌بردم. چایچی همچنین عنوان کرد: بعد از دیپلم با شعر نو آشنا شدم و با خواندن آثار نیما، شاملو، فروغ، یدالله رویایی و سپانلو احساس کردم باید شعرهای مدرن‌تری بنویسم. شیوه شاعری‌ام را عوض کردم. شعر نو را شروع کردم، اما راضی نمی‌شدم کارهایم را چاپ کنم تا این‌که از سال 64 به بعد رفته‌رفته احساس کردم در شعرهایم زبان و نگاه مستقل خود را پیدا کرده‌ام. در سال 66، که چند نشریه ادبی پا گرفتند، من حدود 20 شعرم را تایپ کردم و به مجله «مفید» فرستادم - که به سردبیری هوشنگ گلشیری منتشر می‌شد. بعد از مدتی مرا به دفتر مجله دعوت کردند و زنده‌یاد گلشیری به من گفت از شعرهایم خوشش آمده است. او حدود 20 شعر مرا با مقدمه‌ای تحسین‌آمیز منتشر کرد. این مقدمه در گزیده شعری که قرار است مروارید آن را منتشر کند، آمده است. بعد از چاپ شعرهایم خیلی خوشحال شدم، حس کردم کوشش‌هایم به نتیجه رسیده است و به سرودن ادامه دادم. اولین مجموعه شعرم نیز که شامل سروده‌های سال‌های 64 تا 69 بود با عنوان «بی چتر، بی چراغ» بهار سال 70 منتشر شد. او همچنین درباره کارهای تازه‌اش گفت: گزیده اشعار من که از همه دفترهای منتشرشده‌ام انتخاب شده و با یک مقدمه همراه است، مجوز نشر گرفته و به‌زودی از سوی انتشارات مروارید منتشر خواهد شد. همچنین یک داستان بلند تخیلی با عنوان «غول آهنی» از تد هیوز ترجمه کرده‌ام و برای انتشار به نشر مروارید سپرده‌ام. این اثر سرودی برای صلح و دوستی است. چاپ دوم مجموعه «بوی اندام سیب» هم از سوی نشر چشمه به‌زودی منتشر می‌شود. کارهای دیگری هم دارم که هنوز به ناشر نسپرده‌ام؛ از جمله یک منظومه بلند و ترجمه دو داستان. این شاعر سپس درباره شغل‌هایی که تجربه کرده، اظهار کرد: من شغل‌های زیادی داشتم؛ مدتی نجاری کرده‌ام، در دوره‌ای با یک شرکت الکترونیکی همکاری می‌کردم، زمانی فروشنده یک کتاب‌فروشی بودم و بعد یک فروشگاه لوازم صوتی داشتم. بعد از سربازی و ازدواج هم چند سال در مرکز نشر دانشگاهی کار می‌کردم. پس از آن هم ویراستار نشر هرمس و بسیاری ناشران ادبی دیگر بودم. رضا چایچی پانزدهم اسفندماه 1342 در نارمک تهران به دنیا آمده است. از او تا کنون مجموعه شعرهای «بی چتر، بی چراغ»، «روزی به خواب می‌رویم»، «بر این تپه کوچک از صدای هیچ پرنده‌ای خبر نیست»، «بوی اندام سیب»، «مه چهره‌هایمان را با خود می‌برد»، «باله ماسه‌ها»، همچنین منظومه بلند «پس مسافر این کشتی شدیم» و کتاب‌های «سفر قطره» (برای کودکان)، «دامی برای صید پاره‌ابر» (گفت‌وگو با شاعران و منتقدان شعر) و «بازخوانی اشعار از نیما تا دهه 80» (مجموعه نقدها و مقالات) منتشر شده است.

ادامه مطلب
#fc3424 #5835a1 #1975f2 #b487c5 #af8cb4 #3ac3c6