امروز    پنجشنبه , ۰۴,اسفند,۱۳۹۰   Thursday , 23,February,2012  - 

ترجمه شعر در "عصر روشن" بررسی می‌شود چاپ پست الکترونیکی
۹۸۷۳
ایستگاه خبر
يكشنبه ، ۳ بهمن ۱۳۸۹ ، ۱۶:۵۹

فرهنگخانه: نشست نهم "عصر روشن" پنجشنبه ۷ بهمن‌ماه با موضوع "جریان ترجمه شعر" برگزار می‌شود.


به گزارش خبرگزاری مهر، علیرضا بهرامی دبیر سلسله نشستهای فرهنگی "عصر روشن" با اعلام این خبر گفت: در این نشست که با موضوع ترجمه شعر برگزار می‌شود، احمد پوری و موسی بیدج مترجمان شعر، جریان ترجمه شعر از زبانهای دیگر به زبان فارسی و نیز ترجمه شعرهایی از زبان فارسی به زبانهای دیگر دنیا را بررسی می‌کنند.

وی افزود: اسدالله امرایی دیگر مترجم بنام کشور نیز به‌عنوان کارشناس– مجری افتخاری، پوری و بیدج را در این نشست همراهی خواهد کرد.

بهرامی گفت: سعید آذین و سعید فیروزآبادی از دیگر مترجمان شناخته‌شده حاضر در نشست هستند که علاوه بر خواندن ترجمه‌های شعر، در گفتگوی این نشست هم مشارکت خواهند داشت.

این شاعر در ادامه گفت: در نشست "جریان ترجمه شعر" آثار و دیدگاه‌های شماری از مترجمان فعال در حوزه زبانهای انگلیسی، ترکی، عربی، آلمانی و اسپانیولی مورد توجه قرار می‌گیرد.

وی درباره مهمانان این نشست توضیح داد: پوری مترجم فعالی در حوزه زبان انگلیسی و ترکی است که آثار منتشرشده به‌همت او به چاپهای متعددی رسیده‌اند. بیدج نیز سالهاست که در ترجمه آثاری از زبان عربی و نیز ترجمه شعرهای شاعران معاصر ایران در کشورهای خاورمیانه، آسیایی و آفریقایی فعال است.

بهرامی همچنین درباره امرایی عنوان کرد: وی از مترجمان پرکار این سالها به‌شمار می‌رود، هرچند بیشتر در حوزه داستان فعالیت می‌کند، تجربه ترجمه آثار شعری نیز دارد.

دبیر سلسله نشستهای فرهنگی "عصر روشن" ادامه داد: فیروزآبادی از چهره‌های سرشناس و دانشگاهی ترجمه از زبان آلمانی محسوب می‌شود که در زمینه‌ ترجمه‌ شعر پژوهشهایی داشته است. آذین نیز هرچند همت خود را در زمینه انتشار کتاب مصروف نداشته، سالهاست که در عرصه مطبوعات، مترجم شاخصی در حوزه زبان اسپانیولی به‌شمار می‌رود.

نهمین نشست "عصر روشن" از ساعت ۱۵:۴۵ در کتابسرای روشن واقع در خیابان سمیه، تقاطع خیابان شهید مفتح برگزار می‌شود.

 

 

نظر شما


Security code
دوباره سازی کد

تبلیغات

سخن روز

چهارشنبه, ۰۳ اسفند ۱۳۹۰
ترانه ی این روزها

 

 

 

 

شمس لنگرودی





من نازبالش کوچکی از خونم
دلم می خواهد
سربگذارید
و نام پرنده یی را بگوئید
و ریزش آوازش را از گلوله بی نامی بشنوید.

شعرم من
دوست دارم، زبان گل سرخ را بدانم
خرزهره را از نامش رهائی بخشم
هندسه پرواز را از کتف کبوتر بیرون کشم
و در کف خود ببندم.

دوست دارم
همچنان که به آرامی تاریکی را نخکش می کنم
وانمود کنم، هیچ متوجه او نبودم.

دلم می خواهد
شعرم را بشویم، به دست شما دهم
تا رگه های زخمی را بر پوست سنگی او ببینید.

دوست دارم ببوسم تان
وقتی تاریکی دهان کوچک تان را ذوب می کند
و شرشر تنهائی به گوش می رسد.

دلم می خواهد
هنگامی که به خواب می روید
گوشه رویاتان را پس زنم
و همراه شما رویائی ببینم
که خوابالوده شما را به سوی آخر عمر می برد.-
با دمپائی پاره ئی
که نمی دانم کی به پای شما رفته است
که اینهمه خون در شعرم روان است.  


#fc3424 #5835a1 #1975f2 #b487c5 #af8cb4 #3ac3c6